casemaker

[ایالات متحده]/ˈkeɪsˌmeɪkər/
[بریتانیا]/ˈkeɪsmˌeɪkər/

ترجمه

n. شخصی که جعبه‌ها می‌سازد، به‌ویژه برای کتاب‌ها یا اقلام دیگر؛ حشره‌ای که تار می‌سازد تا طعمه را شکار کند، مانند پروانه جعبه‌ساز.

عبارات و ترکیب‌ها

custom casemaker

طراحی سفارشی

casemaker design

طراحی کیس‌میکر

casemaker service

خدمات کیس‌میکر

premium casemaker

کیس‌میکر ممتاز

casemaker tools

ابزارهای کیس‌میکر

casemaker solutions

راهکارهای کیس‌میکر

casemaker software

نرم‌افزار کیس‌میکر

casemaker products

محصولات کیس‌میکر

casemaker industry

صنعت کیس‌میکر

casemaker features

ویژگی‌های کیس‌میکر

جملات نمونه

the casemaker designed a beautiful frame for the artwork.

طراح قاب، یک قاب زیبا برای اثر هنری طراحی کرد.

he works as a casemaker, specializing in custom frames.

او به عنوان طراح قاب کار می کند و در ساخت قاب های سفارشی تخصص دارد.

the casemaker carefully selected the materials for durability.

طراح قاب، مواد را با دقت برای دوام انتخاب کرد.

she learned the art of being a casemaker from her father.

او هنر طراح قاب بودن را از پدرش یاد گرفت.

the local gallery featured a casemaker's unique designs.

گالری محلی طرح های منحصر به فرد طراح قاب را به نمایش گذاشت.

as a casemaker, attention to detail is crucial.

به عنوان طراح قاب، توجه به جزئیات بسیار مهم است.

many artists rely on a skilled casemaker for their framing needs.

بسیاری از هنرمندان برای نیازهای قاب‌بندی خود به یک طراح قاب ماهر متکی هستند.

the casemaker demonstrated his techniques at the workshop.

طراح قاب تکنیک های خود را در کارگاه به نمایش گذاشت.

finding the right casemaker can enhance the presentation of your art.

پیدا کردن طراح قاب مناسب می تواند ارائه هنر شما را بهبود بخشد.

the casemaker's workshop was filled with various tools and materials.

کارگاه طراح قاب پر از ابزار و مصالح مختلف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید