castaways

[ایالات متحده]/ˈkæstəweɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑːstəˌweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که رها شده‌اند یا در دریا به گل نشسته‌اند و در یک جزیره دورافتاده یا در دریا تنها مانده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

lost castaways

نجات‌یافتگان گم‌شده

stranded castaways

نجات‌یافتگان سرگردان

survivor castaways

نجات‌یافتگان بازمانده

island castaways

نجات‌یافتگان جزیره

famous castaways

نجات‌یافتگان مشهور

castaways' stories

داستان‌های نجات‌یافتگان

castaways' survival

بقای نجات‌یافتگان

castaways' hope

امید نجات‌یافتگان

castaways' journey

سفر نجات‌یافتگان

castaways' rescue

نجات نجات‌یافتگان

جملات نمونه

the castaways worked together to build a shelter.

نجيبان برای ساختن سرپناه با هم همکاری کردند.

after weeks at sea, the castaways were finally rescued.

پس از هفته‌ها در دریا، ناجیان سرانجام نجات یافتند.

the castaways relied on each other for survival.

نجيبان برای بقا به یکدیگر تکیه کردند.

they found food and water, which was crucial for the castaways.

آنها غذا و آب پیدا کردند که برای ناجیان بسیار مهم بود.

the story of the castaways captivated the audience.

داستان ناجیان مخاطبان را مجذوب خود کرد.

castaways often face extreme challenges on deserted islands.

ناجیان اغلب با چالش‌های شدید در جزایر متروکه روبرو می‌شوند.

the castaways shared their experiences during the rescue mission.

ناجیان تجربیات خود را در طول مأموریت نجات به اشتراک گذاشتند.

movies about castaways often highlight themes of isolation.

فیلم‌هایی درباره ناجیان اغلب مضامین انزوا را برجسته می‌کنند.

the castaways used their ingenuity to find food.

ناجیان از نبوغ خود برای یافتن غذا استفاده کردند.

many castaways form strong bonds during their ordeal.

بسیاری از ناجیان در طول سختی خود پیوندهای قوی ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید