casualnesses

[ایالات متحده]/kæʒuəlˈnɛsɪz/
[بریتانیا]/kæʒuəlˈnɛsiz/

ترجمه

n. حالت غیررسمی بودن؛ غیررسمی بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

social casualnesses

غیررسمی‌های اجتماعی

workplace casualnesses

غیررسمی‌های محیط کار

daily casualnesses

غیررسمی‌های روزمره

fashion casualnesses

غیررسمی‌های مد

event casualnesses

غیررسمی‌های رویداد

relationship casualnesses

غیررسمی‌های رابطه

cultural casualnesses

غیررسمی‌های فرهنگی

personal casualnesses

غیررسمی‌های شخصی

behavioral casualnesses

غیررسمی‌های رفتاری

communication casualnesses

غیررسمی‌های ارتباطی

جملات نمونه

his casualnesses made him popular among friends.

بی‌رسمی‌های او باعث محبوبیت او در بین دوستان شد.

she appreciated the casualnesses of the gathering.

او بی‌رسمی‌های گردهمایی را ارزیابی کرد.

casualnesses can sometimes lead to misunderstandings.

بی‌رسمی‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

his casualnesses at work surprised his boss.

بی‌رسمی‌های او در محل کار باعث تعجب رئیسش شد.

they enjoyed the casualnesses of their weekend outings.

آنها از بی‌رسمی‌های تفریح آخر هفته خود لذت بردند.

casualnesses in dress code can create a relaxed environment.

بی‌رسمی در قانون لباس می‌تواند یک محیط آرام ایجاد کند.

her casualnesses helped ease the tension in the room.

بی‌رسمی‌های او به کاهش تنش در اتاق کمک کرد.

he often embraces casualnesses in his daily life.

او اغلب بی‌رسمی را در زندگی روزمره خود می‌پذیرد.

casualnesses can enhance creativity in a team.

بی‌رسمی‌ها می‌توانند خلاقیت را در یک تیم افزایش دهند.

they value the casualnesses of their friendship.

آنها بی‌رسمی‌های دوستی خود را ارزیابی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید