catechizes

[ایالات متحده]/ˈkætɪˌtaɪzəz/
[بریتانیا]/kuh-teh-tahyz/

ترجمه

v. سوالاتی می‌پرسد تا به کسی درباره باورهای دینی یا اصول اخلاقی آموزش دهد

عبارات و ترکیب‌ها

catechizes students

آموزش دادن دانشجویان

catechizes children

آموزش دادن کودکان

catechizes candidates

آموزش دادن نامزدها

catechizes believers

آموزش دادن مومنان

catechizes adults

آموزش دادن بزرگسالان

catechizes groups

آموزش دادن گروه ها

catechizes parishioners

آموزش دادن پارشین ها

catechizes newcomers

آموزش دادن افراد جدید

catechizes youth

آموزش دادن جوانان

catechizes followers

آموزش دادن پیروان

جملات نمونه

the teacher catechizes the students every week.

معلم هر هفته دانشجویان را آموزش می‌دهد.

she catechizes her children about moral values.

او فرزندان خود را در مورد ارزش‌های اخلاقی آموزش می‌دهد.

the priest catechizes new members of the church.

کشیش اعضای جدید کلیسا را آموزش می‌دهد.

during confirmation, the bishop catechizes the candidates.

در طول تأیید، اسقف داوطلبان را آموزش می‌دهد.

the program catechizes young adults on faith and spirituality.

این برنامه جوانان را در مورد ایمان و معنویت آموزش می‌دهد.

he catechizes his students to prepare them for the exam.

او دانش آموزان خود را برای آمادگی برای امتحان آموزش می‌دهد.

they catechize the congregation about the church's teachings.

آنها جمعيت را در مورد آموزه‌های کلیسا آموزش می‌دهند.

she catechizes her friends on the importance of community service.

او دوستان خود را در مورد اهمیت خدمات اجتماعی آموزش می‌دهد.

the online course catechizes participants on ethical issues.

این دوره آنلاین شرکت‌کنندگان را در مورد مسائل اخلاقی آموزش می‌دهد.

he often catechizes his colleagues about their beliefs.

او اغلب همکاران خود را در مورد باورهایشان آموزش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید