Her work is difficult to categorise.
کار او به سختی قابل دسته بندی است.
Categorise the plants into four groups.
گیاهان را در چهار گروه دسته بندی کنید.
This type of china is rather hard to categorise,it’s very unusual.
این نوع ظروف چینی به سختی قابل دسته بندی است، بسیار غیرمعمول است.
Many bartenders categorise any long, fairly basic cocktail topped with ginger beer as a "Mule".
بسیاری از bartender ها هر نوع کوکتل طولانی و نسبتاً ساده ای که با زنجبیل بهر (ginger beer) سرو می شود را به عنوان "Mule" دسته بندی می کنند.
It is important to categorise different types of expenses for budgeting purposes.
برای اهداف بودجه بندی، دسته بندی انواع هزینه ها مهم است.
Scientists categorise animals based on their characteristics and behaviors.
دانشمندان حیوانات را بر اساس ویژگی ها و رفتارهایشان دسته بندی می کنند.
Libraries categorise books by genre to make it easier for patrons to find what they are looking for.
کتابخانه ها کتاب ها را بر اساس ژانر دسته بندی می کنند تا پیدا کردن آنچه به دنبال آن هستند برای خوانندگان آسان تر شود.
Teachers often categorise students based on their learning styles to provide tailored instruction.
معلمان اغلب دانش آموزان را بر اساس سبک یادگیری آنها دسته بندی می کنند تا آموزش متناسب ارائه دهند.
Online retailers categorise products into different sections to improve navigation for shoppers.
خرده فروشان آنلاین محصولات را در بخش های مختلف دسته بندی می کنند تا پیمایش برای خریداران آسان تر شود.
Psychologists categorise human emotions into different groups to study their impact on behavior.
روانشناسان احساسات انسانی را در گروه های مختلف دسته بندی می کنند تا بر تأثیر آنها بر رفتار مطالعه کنند.
Historians categorise historical events based on their significance and impact on society.
تاریخ نگاران رویدادهای تاریخی را بر اساس اهمیت و تأثیر آنها بر جامعه دسته بندی می کنند.
Marketers categorise consumers into different segments based on their preferences and buying behaviors.
بازاریاب ها مصرف کنندگان را بر اساس ترجیحات و رفتارهای خرید آنها در بخش های مختلف دسته بندی می کنند.
Biologists categorise plants based on their physical characteristics and reproductive methods.
زیست شناسان گیاهان را بر اساس ویژگی های فیزیکی و روش های تولید مثل آنها دسته بندی می کنند.
Art historians categorise artworks by style, period, and artist to better understand their cultural significance.
تاریخ نگاران هنر آثار هنری را بر اساس سبک، دوره و هنرمند برای درک بهتر اهمیت فرهنگی آنها دسته بندی می کنند.
No government diet guidelines had ever categorised foods this way before.
هیچ دستورالعمل غذایی دولتی تا به حال به این شکل غذاها را دستهبندی نکرده بود.
منبع: The Guardian (Article Version)China's idiosyncratic pattern of development is never easy to categorise.
الگوی خاص و منحصربهفرد توسعه چین، دستهبندی آن آسان نیست.
منبع: The Economist - InternationalVarious taxonomies are used to categorise models of capitalism.
طبقهبندیهای مختلفی برای دستهبندی مدلهای سرمایهداری استفاده میشود.
منبع: The Economist (Summary)And these characteristics can be used to categorise the different artistic styles.
و این ویژگیها میتوانند برای دستهبندی سبکهای هنری مختلف مورد استفاده قرار گیرند.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8Judges had been reexamining a Supreme Court ruling from 2013 which categorised gay sex as an unnatural offence.
قاضیها در حال بازبینی مجدد رأی دیوان عالی از سال 2013 بودند که رابطه جنسی همجنسگرایی را به عنوان یک جرم غیرطبیعی دستهبندی کرده بود.
منبع: BBC World HeadlinesOver the past decade, America has tended to categorise and respond to cyber-attacks according to their aims.
در طول ده سال گذشته، آمریکا تمایل داشته است حملات سایبری را بر اساس اهدافشان دستهبندی و به آنها پاسخ دهد.
منبع: The Economist (Summary)And I have an identity that you might categorise as intersectional.
و من هویتی دارم که ممکن است آن را به عنوان تعاملی دستهبندی کنید.
منبع: BBC IdeasLike any attempt to categorise complex things, these risk weights will often be wrong.
مانند هر تلاشی برای دستهبندی چیزهای پیچیده، این وزنهای ریسک اغلب اشتباه خواهند بود.
منبع: Economist Finance and economicsIn other words, more than half of people cannot be neatly categorised.
به عبارت دیگر، بیش از نیمی از مردم را نمیتوان به طور مرتب دستهبندی کرد.
منبع: The Economist (Summary)Novels categorised as " romance" have enjoyed the biggest boost, as happened with previous technological shifts, including the rise of e-books.
رمانهایی که به عنوان " عاشقانه" دستهبندی شدهاند، بیشترین افزایش را تجربه کردهاند، همانطور که در تغییرات تکنولوژیکی قبلی، از جمله ظهور کتابهای الکترونیکی، اتفاق افتاد.
منبع: The Economist - ArtsHer work is difficult to categorise.
کار او به سختی قابل دسته بندی است.
Categorise the plants into four groups.
گیاهان را در چهار گروه دسته بندی کنید.
This type of china is rather hard to categorise,it’s very unusual.
این نوع ظروف چینی به سختی قابل دسته بندی است، بسیار غیرمعمول است.
Many bartenders categorise any long, fairly basic cocktail topped with ginger beer as a "Mule".
بسیاری از bartender ها هر نوع کوکتل طولانی و نسبتاً ساده ای که با زنجبیل بهر (ginger beer) سرو می شود را به عنوان "Mule" دسته بندی می کنند.
It is important to categorise different types of expenses for budgeting purposes.
برای اهداف بودجه بندی، دسته بندی انواع هزینه ها مهم است.
Scientists categorise animals based on their characteristics and behaviors.
دانشمندان حیوانات را بر اساس ویژگی ها و رفتارهایشان دسته بندی می کنند.
Libraries categorise books by genre to make it easier for patrons to find what they are looking for.
کتابخانه ها کتاب ها را بر اساس ژانر دسته بندی می کنند تا پیدا کردن آنچه به دنبال آن هستند برای خوانندگان آسان تر شود.
Teachers often categorise students based on their learning styles to provide tailored instruction.
معلمان اغلب دانش آموزان را بر اساس سبک یادگیری آنها دسته بندی می کنند تا آموزش متناسب ارائه دهند.
Online retailers categorise products into different sections to improve navigation for shoppers.
خرده فروشان آنلاین محصولات را در بخش های مختلف دسته بندی می کنند تا پیمایش برای خریداران آسان تر شود.
Psychologists categorise human emotions into different groups to study their impact on behavior.
روانشناسان احساسات انسانی را در گروه های مختلف دسته بندی می کنند تا بر تأثیر آنها بر رفتار مطالعه کنند.
Historians categorise historical events based on their significance and impact on society.
تاریخ نگاران رویدادهای تاریخی را بر اساس اهمیت و تأثیر آنها بر جامعه دسته بندی می کنند.
Marketers categorise consumers into different segments based on their preferences and buying behaviors.
بازاریاب ها مصرف کنندگان را بر اساس ترجیحات و رفتارهای خرید آنها در بخش های مختلف دسته بندی می کنند.
Biologists categorise plants based on their physical characteristics and reproductive methods.
زیست شناسان گیاهان را بر اساس ویژگی های فیزیکی و روش های تولید مثل آنها دسته بندی می کنند.
Art historians categorise artworks by style, period, and artist to better understand their cultural significance.
تاریخ نگاران هنر آثار هنری را بر اساس سبک، دوره و هنرمند برای درک بهتر اهمیت فرهنگی آنها دسته بندی می کنند.
No government diet guidelines had ever categorised foods this way before.
هیچ دستورالعمل غذایی دولتی تا به حال به این شکل غذاها را دستهبندی نکرده بود.
منبع: The Guardian (Article Version)China's idiosyncratic pattern of development is never easy to categorise.
الگوی خاص و منحصربهفرد توسعه چین، دستهبندی آن آسان نیست.
منبع: The Economist - InternationalVarious taxonomies are used to categorise models of capitalism.
طبقهبندیهای مختلفی برای دستهبندی مدلهای سرمایهداری استفاده میشود.
منبع: The Economist (Summary)And these characteristics can be used to categorise the different artistic styles.
و این ویژگیها میتوانند برای دستهبندی سبکهای هنری مختلف مورد استفاده قرار گیرند.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8Judges had been reexamining a Supreme Court ruling from 2013 which categorised gay sex as an unnatural offence.
قاضیها در حال بازبینی مجدد رأی دیوان عالی از سال 2013 بودند که رابطه جنسی همجنسگرایی را به عنوان یک جرم غیرطبیعی دستهبندی کرده بود.
منبع: BBC World HeadlinesOver the past decade, America has tended to categorise and respond to cyber-attacks according to their aims.
در طول ده سال گذشته، آمریکا تمایل داشته است حملات سایبری را بر اساس اهدافشان دستهبندی و به آنها پاسخ دهد.
منبع: The Economist (Summary)And I have an identity that you might categorise as intersectional.
و من هویتی دارم که ممکن است آن را به عنوان تعاملی دستهبندی کنید.
منبع: BBC IdeasLike any attempt to categorise complex things, these risk weights will often be wrong.
مانند هر تلاشی برای دستهبندی چیزهای پیچیده، این وزنهای ریسک اغلب اشتباه خواهند بود.
منبع: Economist Finance and economicsIn other words, more than half of people cannot be neatly categorised.
به عبارت دیگر، بیش از نیمی از مردم را نمیتوان به طور مرتب دستهبندی کرد.
منبع: The Economist (Summary)Novels categorised as " romance" have enjoyed the biggest boost, as happened with previous technological shifts, including the rise of e-books.
رمانهایی که به عنوان " عاشقانه" دستهبندی شدهاند، بیشترین افزایش را تجربه کردهاند، همانطور که در تغییرات تکنولوژیکی قبلی، از جمله ظهور کتابهای الکترونیکی، اتفاق افتاد.
منبع: The Economist - Artsلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید