categorization

[ایالات متحده]/ˌkætigəri'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

روش طبقه‌بندی برای دسته‌بندی.

جملات نمونه

A greater refinement of the categorization is possible.

بهبود بیشتر در طبقه‌بندی امکان‌پذیر است.

The library uses categorization to organize books by genre.

کتابخانه از طبقه‌بندی برای سازماندهی کتاب‌ها بر اساس ژانر استفاده می‌کند.

Effective categorization is essential for efficient data management.

طبقه‌بندی مؤثر برای مدیریت داده‌های کارآمد ضروری است.

Online shopping websites often use categorization to help users find products easily.

وب‌سایت‌های خرید آنلاین اغلب از طبقه‌بندی برای کمک به کاربران در یافتن محصولات به راحتی استفاده می‌کنند.

Categorization can help streamline decision-making processes in businesses.

طبقه‌بندی می‌تواند به ساده‌سازی فرآیندهای تصمیم‌گیری در کسب‌وکارها کمک کند.

Educational institutions use categorization to group students based on their academic performance.

مؤسسات آموزشی از طبقه‌بندی برای گروه‌بندی دانش‌آموزان بر اساس عملکرد تحصیلی خود استفاده می‌کنند.

The categorization of expenses is important for budget planning.

طبقه‌بندی هزینه‌ها برای برنامه‌ریزی بودجه مهم است.

Categorization of emails into folders can improve email management efficiency.

طبقه‌بندی ایمیل‌ها در پوشه‌ها می‌تواند کارایی مدیریت ایمیل را بهبود بخشد.

Categorization helps in identifying patterns and trends in large datasets.

طبقه‌بندی به شناسایی الگوها و روندها در مجموعه‌های داده بزرگ کمک می‌کند.

Categorization is a fundamental concept in information retrieval systems.

طبقه‌بندی یک مفهوم اساسی در سیستم‌های بازیابی اطلاعات است.

The categorization of plants is based on their characteristics and features.

طبقه‌بندی گیاهان بر اساس ویژگی‌ها و خصوصیات آنها است.

نمونه‌های واقعی

And I really don't have that categorization.

من واقعاً آن دسته‌بندی را ندارم.

منبع: Cambridge top student book sharing

One of the techniques we use in person perception is social categorization.

یکی از تکنیک‌هایی که در ادراک افراد استفاده می‌کنیم، دسته‌بندی اجتماعی است.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

By definition, race is a categorization of humans based on physical and social qualities.

تعریف، نژاد یک دسته‌بندی از انسان‌ها بر اساس ویژگی‌های فیزیکی و اجتماعی است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It was considered an ef5 tornado which is the highest possible categorization for a tornado.

این یک گردباد ef5 در نظر گرفته شد که بالاترین سطح دسته‌بندی ممکن برای یک گردباد است.

منبع: Realm of Legends

For the first time in this book, he teaches you a categorization of four tiers that is super helpful.

برای اولین بار در این کتاب، او به شما یک دسته‌بندی چهار سطحی آموزش می‌دهد که بسیار مفید است.

منبع: Bill Gates on Reading

Some have speculated that it appeals to Chinese people's predilection for categorization.

برخی حدس زده‌اند که ممکن است به گرایش مردم چین به دسته‌بندی جذاب باشد.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

But they do at least provide evidence that some color categorization is innate.

اما آنها حداقل شواهدی ارائه می‌دهند که نشان می‌دهد برخی از دسته‌بندی‌های رنگی ذاتی هستند.

منبع: Simple Psychology

That's why I introduce a new idea of racial categorization in the form of an open-ended question.

به همین دلیل است که من یک ایده جدید از دسته‌بندی نژادی را به شکل یک سؤال باز معرفی می‌کنم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

And the really nice thing about Evernote is that I actually don't need to worry about categorization or organization.

و نکته خوب اینوروت که من واقعاً نیازی به نگرانی در مورد دسته‌بندی یا سازماندهی ندارم.

منبع: Cambridge top student book sharing

They also want to explore if MDMA’s Schedule 1 categorization is still useful.

آنها همچنین می‌خواهند بررسی کنند که آیا دسته‌بندی MDMA در برنامه 1 هنوز هم مفید است یا خیر.

منبع: SciShow Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید