catfish

[ایالات متحده]/'kætfɪʃ/
[بریتانیا]/'kætfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی آب شیرین که در کف زندگی می‌کند و دارای سبیل است، در استتار مهارت دارد و به شکار ماهی‌های کوچک دیگر می‌پردازد.
Word Forms
جمعcatfishes

جملات نمونه

Huge catfish are skinned and dressed by hand.

ماهی‌های کپور بزرگ به صورت دستی پوست‌گیری و تمیز می‌شوند.

Review the development course of oil industry, look into the foreground of prospective oil science and technology: Zong of  catfish carbylamine tells industry of ⒋ ? oil old still and young.

بررسی سیر تحول صنعت نفت، بررسی چشم‌انداز علم و فناوری نفت آینده‌نگر: زنگ  کاربایلامین ماهی کپور به صنعت ⒋؟ نفت پیر و جوان.

peripheral division The division of freshwater fishes very tolerant of salty water, such as salmon, plotosid catfish, sticklebacks, and gobies.

تقسیم‌بندی محیطی. تقسیم ماهی‌های آب شیرین که بسیار مقاوم به آب شور هستند، مانند سالمون، ماهی کپور پلوتوسید، سمجک‌ها و گوبی‌ها.

She suspected that the person she met online was a catfish.

او مشکوک بود که فردی که به صورت آنلاین ملاقات کرد، یک ماهی کپور (Catfish) است.

He was catfishing people on social media by using a fake profile.

او با استفاده از یک پروفایل جعلی، افراد را به صورت ماهی کپور (Catfish) در رسانه‌های اجتماعی در می‌آورد.

Catfishing is a common problem in online dating.

ماهی کپور (Catfish) بودن یک مشکل رایج در دوستیابی آنلاین است.

The catfish pretended to be a wealthy businessman to deceive his victims.

ماهی کپور (Catfish) خود را ثروتمند جلوه می‌داد تا قربانیان خود را فریب دهد.

She fell in love with the person she thought was a catfish.

او عاشق کسی شد که فکر می‌کرد یک ماهی کپور (Catfish) است.

The catfish manipulated photos to make themselves appear more attractive.

ماهی کپور (Catfish) برای اینکه جذاب‌تر به نظر برسند، عکس‌ها را دستکاری می‌کرد.

He realized he had been talking to a catfish after doing a reverse image search.

او متوجه شد که پس از جستجوی معکوس تصویر، با یک ماهی کپور (Catfish) صحبت کرده است.

They created a catfish account to gather information for their investigation.

آنها یک حساب کاربری ماهی کپور (Catfish) ایجاد کردند تا اطلاعات مورد نیاز برای تحقیقات خود را جمع آوری کنند.

The catfish asked for money after gaining the victim's trust.

ماهی کپور (Catfish) پس از جلب اعتماد قربانی، درخواست پول کرد.

The documentary exposed the dangers of online catfishing.

مستند خطرات ماهی کپور (Catfish) آنلاین را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید