mudfish

[ایالات متحده]/ˈmʌdˌfɪʃ/
[بریتانیا]/ˈmʌdˌfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی که در آب‌های گل‌آلود زندگی می‌کند؛ به گونه‌های خاصی از ماهی‌های آب شیرین اشاره دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

mudfish soup

سوپ ماهی لجن

mudfish farming

پرورش ماهی لجن

mudfish habitat

زیستگاه ماهی لجن

mudfish species

گونه‌های ماهی لجن

mudfish diet

رژیم غذایی ماهی لجن

mudfish behavior

رفتار ماهی لجن

mudfish market

بازار ماهی لجن

mudfish catch

صید ماهی لجن

mudfish breeding

تولید مثل ماهی لجن

mudfish population

جمعیت ماهی لجن

جملات نمونه

the mudfish can survive in low-oxygen environments.

ماهی‌خیزاب می‌تواند در محیط‌های کم‌اکسیژن زنده بماند.

many people enjoy fishing for mudfish in the wetlands.

بسیاری از مردم از ماهیگیری برای ماهی‌خیزاب در مناطق باتلاقی لذت می‌برند.

in some cultures, mudfish is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، ماهی‌خیزاب به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

the mudfish has a unique ability to breathe air.

ماهی‌خیزاب توانایی منحصر به فرد تنفس هوا را دارد.

farmers raise mudfish for both food and profit.

کشاورزان ماهی‌خیزاب را هم برای غذا و هم برای سود پرورش می‌دهند.

scientists study mudfish to understand their adaptations.

دانشمندان ماهی‌خیزاب را مطالعه می‌کنند تا سازگاری آن‌ها را درک کنند.

during the rainy season, mudfish are more active.

در طول فصل بارانی، ماهی‌خیزاب فعال‌تر است.

some people believe mudfish can bring good luck.

برخی افراد معتقدند ماهی‌خیزاب می‌تواند خوش‌شانسی بیاورد.

cooking mudfish requires special techniques.

پخت ماهی‌خیزاب نیاز به تکنیک‌های خاصی دارد.

in aquaculture, mudfish are valued for their resilience.

در آب‌پروری، ماهی‌خیزاب به دلیل مقاومت خود مورد توجه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید