cathouse

[ایالات متحده]/ˈkæθaʊs/
[بریتانیا]/ˈkætˌhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانه فساد یا خانه فحشا؛ خانه‌ای که در آن گربه‌ها نگهداری می‌شوند.
Word Forms
جمعcathouses

عبارات و ترکیب‌ها

cathouse visit

بازدید از خانه کات

cathouse owner

صاحب خانه کات

cathouse girl

دختر خانه کات

cathouse business

کسب و کار خانه کات

cathouse scene

صحنه خانه کات

cathouse rules

قوانین خانه کات

cathouse experience

تجربه خانه کات

cathouse culture

فرهنگ خانه کات

cathouse reputation

شهرت خانه کات

cathouse life

زندگی در خانه کات

جملات نمونه

he took me to a cathouse last weekend.

او آخر هفته گذشته من را به یک کاتهاوس برد.

the cathouse is known for its lively atmosphere.

کاتهاوس به خاطر فضای پر جنب و جوشش معروف است.

she works in a cathouse to support her family.

او برای حمایت از خانواده‌اش در یک کاتهاوس کار می‌کند.

many stories are told about the cathouse on the corner.

داستان‌های زیادی در مورد کاتهاوس در گوشه خیابان نقل می‌شود.

the owner of the cathouse is very well-known in the city.

صاحب کاتهاوس در شهر بسیار معروف است.

there are strict rules in the cathouse to ensure safety.

برای اطمینان از ایمنی، قوانین سختگیرانه‌ای در کاتهاوس وجود دارد.

he was surprised by the prices at the cathouse.

او از قیمت‌ها در کاتهاوس تعجب کرد.

the cathouse had a reputation for excellent service.

کاتهاوس به داشتن خدمات عالی شهرت داشت.

some people criticize the existence of cathouses.

برخی از مردم وجود کاتهاوس‌ها را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

they often host events at the local cathouse.

آنها اغلب رویدادها را در کاتهاوس محلی برگزار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید