catted

[ایالات متحده]/kætɪd/
[بریتانیا]/katid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به سطح آب بالا آوردن (یک لنگر) به وسیله یک کابل یا زنجیر؛ بالا کشیدن یک لنگر.

عبارات و ترکیب‌ها

catted out

بیرون شده

catted up

بالا شده

catted around

اطراف شده

catted off

قطع شده

catted down

پایین شده

catted away

دور شده

catted back

پس شده

catted in

داخل شده

catted for

برای شده

catted up to

تا بالا شده

جملات نمونه

she catted around the house all day.

او تمام روز در اطراف خانه گشت.

he catted with friends at the café.

او با دوستان در کافه گشت.

the kids catted in the park after school.

بچه‌ها بعد از مدرسه در پارک گشتند.

they catted about their weekend plans.

آنها در مورد برنامه‌های آخر هفته خود صحبت کردند.

she often catted with her neighbors.

او اغلب با همسایگان خود صحبت می‌کرد.

he catted around instead of studying.

او به جای درس خواندن گشت.

we catted for hours at the coffee shop.

ما ساعت‌ها در کافه صحبت کردیم.

they catted about the latest news.

آنها در مورد آخرین اخبار صحبت کردند.

she catted with her friends on the phone.

او با دوستانش تلفنی صحبت کرد.

he catted around town looking for a job.

او در شهر به دنبال کار گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید