cattleship

[ایالات متحده]/ˈkætəˌʃɪp/
[بریتانیا]/ˈkætlˌʃɪp/

ترجمه

n. کشتی‌ای که برای حمل و نقل دام استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

cattleship fleet

ناوگان کشتی‌های گاو

cattleship battle

نبرد کشتی‌های گاو

cattleship design

طراحی کشتی گاو

cattleship operations

عملیات کشتی گاو

cattleship strategy

استراتژی کشتی گاو

cattleship crew

خدمه کشتی گاو

cattleship mission

ماموریت کشتی گاو

cattleship technology

فناوری کشتی گاو

cattleship combat

درگیری کشتی گاو

cattleship tactics

تاکتیک‌های کشتی گاو

جملات نمونه

many farmers use cattleships to transport their livestock.

بسیاری از کشاورزان از کشتی‌های دام برای حمل و نقل دام خود استفاده می‌کنند.

the cattleship was designed for safe and efficient travel.

کشتی دام برای سفر ایمن و کارآمد طراحی شده است.

during the festival, the cattleship was decorated with colorful banners.

در طول جشنواره، کشتی دام با بنرهای رنگارنگ تزئین شده بود.

cattleships play a crucial role in the livestock industry.

کشتی‌های دام نقش مهمی در صنعت دامپروری ایفا می‌کنند.

we need to inspect the cattleship before the journey.

ما باید کشتی دام را قبل از سفر بررسی کنیم.

the cattleship can hold hundreds of animals at once.

کشتی دام می‌تواند در یک زمان صدها حیوان را در خود جای دهد.

they built a new cattleship to improve transportation efficiency.

آنها یک کشتی دام جدید ساختند تا کارایی حمل و نقل را بهبود بخشند.

after the storm, the cattleship was found adrift.

بعد از طوفان، کشتی دام سرگردان پیدا شد.

the crew aboard the cattleship was well-trained.

خدمه کشتی دام آموزش دیده بودند.

loading the cattleship requires careful planning and execution.

بارگیری کشتی دام نیاز به برنامه‌ریزی و اجرا دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید