caudate

[ایالات متحده]/ˈkɔːdeɪt/
[بریتانیا]/ˈkɔː.deɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دم دار; دم دار. ; داشتن یک زائده یا ساختار دم‌دار (بدون دم).
Word Forms
جمعcaudates

عبارات و ترکیب‌ها

caudate nucleus

هسته كور كور

caudate lobe

لوب كور كور

caudate region

منطقه كور كور

caudate structure

ساختار كور كور

caudate pathway

مسیر كور كور

caudate function

عملکرد كور كور

caudate area

ناحیه كور كور

caudate volume

حجم كور كور

caudate activity

فعالیت كور كور

caudate involvement

درگیری كور كور

جملات نمونه

the caudate nucleus is important for movement control.

هسته دم‌شیر برای کنترل حرکت بسیار مهم است.

research shows that the caudate plays a role in learning.

تحقیقات نشان می‌دهد که هسته دم‌شیر در یادگیری نقش دارد.

damage to the caudate can affect cognitive functions.

آسیب به هسته دم‌شیر می‌تواند بر عملکردهای شناختی تأثیر بگذارد.

the caudate is part of the basal ganglia.

هسته دم‌شیر بخشی از هسته‌های قاعده‌ای است.

scientists study the caudate to understand habits.

دانشمندان هسته دم‌شیر را برای درک عادات مطالعه می‌کنند.

increased activity in the caudate is linked to rewards.

افزایش فعالیت در هسته دم‌شیر با پاداش مرتبط است.

the caudate is involved in emotional processing.

هسته دم‌شیر در پردازش احساسات نقش دارد.

imaging studies reveal the caudate's role in addiction.

مطالعات تصویربرداری نقش هسته دم‌شیر را در اعتیاد نشان می‌دهند.

understanding the caudate's functions can help treat disorders.

درک عملکردهای هسته دم‌شیر می‌تواند به درمان اختلالات کمک کند.

the caudate influences decision-making processes.

هسته دم‌شیر بر فرآیندهای تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید