caudates

[ایالات متحده]/kɔ:deit/
[بریتانیا]/KOW-deyt/

ترجمه

adj. دارای دم یا زائده‌ای شبیه دم (در زیست‌شناسی).

عبارات و ترکیب‌ها

caudates function

عملکرد قودات

caudates structure

ساختار قودات

caudates activity

فعالیت قودات

caudates role

نقش قودات

caudates region

منطقه قودات

caudates lesions

تغییرات پاتولوژیک قودات

caudates connectivity

اتصالات قودات

caudates pathways

مسیرهای قودات

caudates development

توسعه قودات

caudates imaging

تصویربرداری قودات

جملات نمونه

caudates are known for their unique regenerative abilities.

ماهی‌کفت‌ها به خاطر توانایی‌های بازسازی منحصربه‌فردشان شناخته شده‌اند.

many caudates inhabit freshwater environments.

بسیاری از ماهی‌کفت‌ها در محیط‌های آب شیرین زندگی می‌کنند.

researchers study caudates to understand evolutionary processes.

محققان ماهی‌کفت‌ها را برای درک فرآیندهای تکاملی مطالعه می‌کنند.

caudates can be found in various ecosystems around the world.

ماهی‌کفت‌ها را می‌توان در اکوسیستم‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

some caudates exhibit remarkable adaptations to their habitats.

برخی از ماهی‌کفت‌ها سازگاری‌های چشمگیری با زیستگاه خود نشان می‌دهند.

caudates play a vital role in their ecological niches.

ماهی‌کفت‌ها نقش حیاتی در جایگاه‌های اکولوژیکی خود ایفا می‌کنند.

understanding caudates can help in conservation efforts.

درک ماهی‌کفت‌ها می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

caudates are often used in developmental biology studies.

ماهی‌کفت‌ها اغلب در مطالعات زیست‌شناسی رشدی استفاده می‌شوند.

the study of caudates can reveal insights into vertebrate evolution.

مطالعه ماهی‌کفت‌ها می‌تواند بینش‌هایی در مورد تکامل مهره‌داران آشکار کند.

some caudates are capable of living both on land and in water.

برخی از ماهی‌کفت‌ها قادر به زندگی هم روی خشکی و هم در آب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید