My cellmate is serving a 10-year sentence for robbery.
همبند من در حال تحمل یک محکومیت 10 ساله برای سرقت است.
I share a cell with my cellmate in the prison.
من یک سلول را با همبندم در زندان به اشتراک میگذارم.
The two cellmates became close friends during their time in prison.
دو همبند در طول مدت حضورشان در زندان به دوستان صمیمی تبدیل شدند.
It's important to get along with your cellmate while in prison.
در حالی که در زندان هستید، مهم است که با همبند خود کنار بیایید.
The cellmate helped the new inmate adjust to life behind bars.
همبند به زندانی جدید کمک کرد تا با زندگی پشت میلهها سازگار شود.
The cellmate shared his food with me when I had none.
وقتی هیچ غذایی نداشتم، همبند غذایش را با من به اشتراک گذاشت.
The guard separated the two fighting cellmates before things got out of hand.
نگهبان قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود، دو همبند درگیر را از هم جدا کرد.
My cellmate's release date is coming up soon, and I'll miss him.
تاریخ آزادی همبند من به زودی فرا میرسد و دلتنگش خواهم شد.
The cellmate confessed to the crime, clearing my name.
همبند به جرم اعتراف کرد و نام مرا پاک کرد.
I hope my new cellmate is easy to get along with.
امیدوارم همبند جدیدم آدم راحتی باشد.
My cellmate is serving a 10-year sentence for robbery.
همبند من در حال تحمل یک محکومیت 10 ساله برای سرقت است.
I share a cell with my cellmate in the prison.
من یک سلول را با همبندم در زندان به اشتراک میگذارم.
The two cellmates became close friends during their time in prison.
دو همبند در طول مدت حضورشان در زندان به دوستان صمیمی تبدیل شدند.
It's important to get along with your cellmate while in prison.
در حالی که در زندان هستید، مهم است که با همبند خود کنار بیایید.
The cellmate helped the new inmate adjust to life behind bars.
همبند به زندانی جدید کمک کرد تا با زندگی پشت میلهها سازگار شود.
The cellmate shared his food with me when I had none.
وقتی هیچ غذایی نداشتم، همبند غذایش را با من به اشتراک گذاشت.
The guard separated the two fighting cellmates before things got out of hand.
نگهبان قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود، دو همبند درگیر را از هم جدا کرد.
My cellmate's release date is coming up soon, and I'll miss him.
تاریخ آزادی همبند من به زودی فرا میرسد و دلتنگش خواهم شد.
The cellmate confessed to the crime, clearing my name.
همبند به جرم اعتراف کرد و نام مرا پاک کرد.
I hope my new cellmate is easy to get along with.
امیدوارم همبند جدیدم آدم راحتی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید