censuses

[ایالات متحده]/ˈsɛn.sə.siːz/
[بریتانیا]/ˈsen.sə.ˌsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع سرشماری، که جمع‌آوری سیستماتیک داده‌ها درباره یک جمعیت است.

عبارات و ترکیب‌ها

population censuses

سرشماری جمعیت

national censuses

سرشماری‌های ملی

census data

اطلاعات سرشماری

census results

نتایج سرشماری

census year

سال سرشماری

census records

سوابق سرشماری

census statistics

آمار سرشماری

census surveys

نظرسنجی‌های سرشماری

census enumeration

شماره‌گذاری سرشماری

census methodology

روش‌شناسی سرشماری

جملات نمونه

the government conducts censuses every ten years.

دولت هر ده سال یکبار سرشماری انجام می‌دهد.

censuses help in understanding population demographics.

سرشماری‌ها به درک جمعیت‌شناسی کمک می‌کنند.

accurate censuses are crucial for effective policy-making.

سرشماری‌های دقیق برای سیاست‌گذاری مؤثر بسیار مهم هستند.

many countries rely on censuses for resource allocation.

بسیاری از کشورها برای تخصیص منابع به سرشماری‌ها متکی هستند.

censuses can reveal trends in migration patterns.

سرشماری‌ها می‌توانند روندهای الگوهای مهاجرت را نشان دهند.

researchers use data from censuses for studies.

محققان از داده‌های سرشماری برای تحقیقات استفاده می‌کنند.

public awareness of censuses is important for participation.

آگاهی عمومی از سرشماری‌ها برای مشارکت مهم است.

censuses can provide insights into economic conditions.

سرشماری‌ها می‌توانند بینشی در مورد شرایط اقتصادی ارائه دهند.

many people are unaware of the importance of censuses.

بسیاری از مردم از اهمیت سرشماری‌ها آگاه نیستند.

censuses often face challenges related to accuracy.

سرشماری‌ها اغلب با چالش‌های مربوط به دقت مواجه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید