one centime
یک سنت
two centimes
دو سنت
five centimes
پنج سنت
ten centimes
ده سنت
centime coin
سکه سنت
centime value
ارزش سنت
centime price
قیمت سنت
centime exchange
تبادلات سنت
centime note
یادداشت سنت
centime amount
مبلغ سنت
it costs one centime to send a postcard.
ارسال یک کارت پستال یک سنتیم هزینه دارد.
the price is listed in centimes.
قیمت به صورت سنتیم اعلام شده است.
she found a centime on the ground.
او یک سنتیم روی زمین پیدا کرد.
every centime counts when budgeting.
هنگام بودجه بندی، هر سنتیم مهم است.
he saved every centime for his trip.
او برای سفرش هر سنتیم را پس انداز کرد.
the machine only accepts coins of one centime.
دستگاه فقط سکه های یک سنتیم را قبول می کند.
they charged me a centime for the paper bag.
برای کیسه کاغذی یک سنتیم از من گرفتند.
she has a collection of centime coins.
او مجموعهای از سکههای سنتیم دارد.
the candy costs just a few centimes.
شیرینی فقط چند سنتیم هزینه دارد.
he was short by a centime at the store.
او در مغازه یک سنتیم کم داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید