| جمع | centurions |
And as they bound him with thongs, Paul said unto the centurion that stood by, Is it lawful for you to scourge a man that is a Roman, and uncondemned?
و زمانی که او را با زنجیرها بستند، پولس به سدهبان که آنجا ایستاده بود، گفت: آیا برای شما رواست که مردی را که رومی و محکوم نشده است، شلاق زنید؟
22:25 And as they bound him with thongs, Paul said unto the centurion that stood by, Is it lawful for you to scourge a man that is a Roman, and uncondemned?
و زمانی که او را با زنجیرها بستند، پولس به سدهبان که آنجا ایستاده بود، گفت: آیا برای شما رواست که مردی را که رومی و محکوم نشده است، شلاق زنید؟
The centurion led his troops into battle.
سدهبان سربازان خود را به جنگ هدایت کرد.
The centurion was known for his bravery and leadership.
سدهبان به خاطر شجاعت و رهبریاش شناخته میشد.
In ancient Rome, a centurion commanded a century of soldiers.
در روم باستان، یک سدهبان یک دسته از سربازان را فرماندهی میکرد.
The centurion's armor was adorned with intricate designs.
زره سدهبان با طرحهای پیچیده تزئین شده بود.
The centurion was respected by his men for his fairness.
سدهبان به خاطر انصافش از سوی سربازان مورد احترام بود.
The centurion's sword gleamed in the sunlight.
شمشیر سدهبان در نور خورشید میدرخشید.
The centurion oversaw the training of new recruits.
سدهبان بر آموزش سربازان جدید نظارت داشت.
The centurion was promoted for his exceptional skills in combat.
سدهبان به دلیل مهارتهای استثنایی خود در نبرد ارتقا یافت.
The centurion's helmet bore the emblem of his legion.
کلاه خودنمای سدهبان نشان ارتش او را داشت.
The centurion's authority was unquestioned among his soldiers.
حکم سدهبان در میان سربازان او بیچالش بود.
And as they bound him with thongs, Paul said unto the centurion that stood by, Is it lawful for you to scourge a man that is a Roman, and uncondemned?
و زمانی که او را با زنجیرها بستند، پولس به سدهبان که آنجا ایستاده بود، گفت: آیا برای شما رواست که مردی را که رومی و محکوم نشده است، شلاق زنید؟
22:25 And as they bound him with thongs, Paul said unto the centurion that stood by, Is it lawful for you to scourge a man that is a Roman, and uncondemned?
و زمانی که او را با زنجیرها بستند، پولس به سدهبان که آنجا ایستاده بود، گفت: آیا برای شما رواست که مردی را که رومی و محکوم نشده است، شلاق زنید؟
The centurion led his troops into battle.
سدهبان سربازان خود را به جنگ هدایت کرد.
The centurion was known for his bravery and leadership.
سدهبان به خاطر شجاعت و رهبریاش شناخته میشد.
In ancient Rome, a centurion commanded a century of soldiers.
در روم باستان، یک سدهبان یک دسته از سربازان را فرماندهی میکرد.
The centurion's armor was adorned with intricate designs.
زره سدهبان با طرحهای پیچیده تزئین شده بود.
The centurion was respected by his men for his fairness.
سدهبان به خاطر انصافش از سوی سربازان مورد احترام بود.
The centurion's sword gleamed in the sunlight.
شمشیر سدهبان در نور خورشید میدرخشید.
The centurion oversaw the training of new recruits.
سدهبان بر آموزش سربازان جدید نظارت داشت.
The centurion was promoted for his exceptional skills in combat.
سدهبان به دلیل مهارتهای استثنایی خود در نبرد ارتقا یافت.
The centurion's helmet bore the emblem of his legion.
کلاه خودنمای سدهبان نشان ارتش او را داشت.
The centurion's authority was unquestioned among his soldiers.
حکم سدهبان در میان سربازان او بیچالش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید