cephalalgia

[ایالات متحده]/sefˈælˈdʒiː.ə/
[بریتانیا]/ˌsɛf.əˈlæl.dʒi.ə/

ترجمه

n. سردرد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chronic cephalalgia

سردرد مزمن

acute cephalalgia

سردرد حاد

cephalalgia treatment

درمان سردرد

cephalalgia relief

تسکین سردرد

cephalalgia symptoms

علائم سردرد

cephalalgia causes

علت های سردرد

cephalalgia diagnosis

تشخیص سردرد

cephalalgia management

مدیریت سردرد

cephalalgia types

انواع سردرد

cephalalgia frequency

تکرار سردرد

جملات نمونه

many people suffer from cephalalgia due to stress.

بسیاری از افراد به دلیل استرس از سردرد رنج می برند.

she took some medication to relieve her cephalalgia.

او برای رفع سردردش دارویی مصرف کرد.

cephalalgia can be a symptom of dehydration.

سردرد می تواند علامتی از کم آبی باشد.

he often experiences cephalalgia after long hours of work.

او اغلب پس از ساعت های طولانی کار دچار سردرد می شود.

consult a doctor if your cephalalgia persists.

اگر سردرد شما ادامه داشت، با پزشک مشورت کنید.

she keeps a diary to track her cephalalgia triggers.

او یک دفترچه یادداشت برای پیگیری عوامل سردردش نگه می دارد.

cephalalgia can be caused by various factors, including lack of sleep.

سردرد می تواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله کمبود خواب باشد.

yoga and meditation can help reduce cephalalgia.

یوگا و مدیتیشن می تواند به کاهش سردرد کمک کند.

she described her cephalalgia as a throbbing pain.

او سردرد خود را به عنوان یک درد ضربان دار توصیف کرد.

overuse of screens can lead to cephalalgia.

استفاده بیش از حد از صفحه نمایش می تواند منجر به سردرد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید