cerci

[ایالات متحده]/ˈsɜːrsi/
[بریتانیا]/ˈsɝːsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع cercus؛ جفت اندامک‌های حسی در شکم برخی حشرات

عبارات و ترکیب‌ها

cerci structure

ساختار سِرسی

cerci function

عملکرد سِرسی

cerci anatomy

آناتومی سِرسی

cerci morphology

مورفولوژی سِرسی

cerci development

توسعه سِرسی

cerci identification

شناسایی سِرسی

cerci measurement

اندازه‌گیری سِرسی

cerci variation

تغییرات سِرسی

cerci analysis

تجزیه و تحلیل سِرسی

cerci classification

طبقه بندی سِرسی

جملات نمونه

the insect's cerci help it sense danger.

سرسوسک به حشرات کمک می‌کند تا خطر را حس کنند.

some species use cerci for mating displays.

برخی از گونه‌ها از سرسوس‌ها برای نمایش جفت‌گیری استفاده می‌کنند.

cerci can vary greatly among different insects.

سرسوس‌ها می‌توانند در میان حشرات مختلف بسیار متفاوت باشند.

entomologists study the function of cerci in detail.

حشره‌شناسان به طور مفصل عملکرد سرسوس‌ها را مطالعه می‌کنند.

cerci are important for balance in some species.

سرسوس‌ها برای حفظ تعادل در برخی گونه‌ها مهم هستند.

in some insects, cerci are used for defense.

در برخی از حشرات، از سرسوس‌ها برای دفاع استفاده می‌شود.

the cerci of this species are particularly long.

سرسوس‌های این گونه به طور خاص بلند هستند.

cerci can also aid in communication among insects.

سرسوس‌ها همچنین می‌توانند به برقراری ارتباط بین حشرات کمک کنند.

some researchers focus on the evolution of cerci.

برخی از محققان بر تکامل سرسوس‌ها تمرکز می‌کنند.

cerci can be used in species identification.

می‌توان از سرسوس‌ها برای شناسایی گونه‌ها استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید