cerebrated

[ایالات متحده]/sɪˈbɹeɪtɪd/
[بریتانیا]/səˈbreɪtɪd/

ترجمه

v. به طور عمیق یا با دقت درباره چیزی فکر کردن
v. شکل گذشته participle از cerebrate

عبارات و ترکیب‌ها

cerebrated event

واکنش نشان داده شده

cerebrated artist

هنرمند برجسته

cerebrated theory

نظریه برجسته

cerebrated thinker

متفکر برجسته

cerebrated work

کار برجسته

cerebrated figure

شخصیت برجسته

cerebrated novel

رمان برجسته

cerebrated composer

آهنگساز برجسته

cerebrated speech

سخنرانی برجسته

cerebrated performance

اجرای برجسته

جملات نمونه

they cerebrated their anniversary with a special dinner.

آنها سالگرد ازدواج خود را با یک شام ویژه جشن گرفتند.

the team cerebrated their victory with a party.

تیم پیروزی خود را با یک مهمانی جشن گرفت.

we cerebrated the launch of our new product.

ما راه اندازی محصول جدید خود را جشن گرفتیم.

she cerebrated her graduation with friends and family.

او فارغ التحصیلی خود را با دوستان و خانواده جشن گرفت.

they cerebrated the holiday with traditional festivities.

آنها تعطیلات را با جشن های سنتی جشن گرفتند.

he cerebrated his promotion at work with a toast.

او ارتقای شغلی خود را با یک آرزو جشن گرفت.

we cerebrated the new year with fireworks.

ما سال نو را با آتش بازی جشن گرفتیم.

the community cerebrated the festival with music and dance.

جامعه جشنواره را با موسیقی و رقص جشن گرفت.

she cerebrated her birthday with a big cake.

او تولد خود را با یک کیک بزرگ جشن گرفت.

they cerebrated their friendship with a weekend getaway.

آنها دوستی خود را با یک سفر آخر هفته جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید