the cfoes
دیویهای مالی
cfoes meet
دیویهای مالی جلسه میگذارند
cfoes decide
دیویهای مالی تصمیم میگیرند
cfoes approve
دیویهای مالی تأیید میکنند
cfoes review
دیویهای مالی بررسی میکنند
cfoes plan
دیویهای مالی برنامهریزی میکنند
cfoes budget
دیویهای مالی بودجهریزی میکنند
cfoes audit
دیویهای مالی بازرسی میکنند
cfoes report
دیویهای مالی گزارش میدهند
cfoes sign
دیویهای مالی امضا میکنند
the cfoes presented the quarterly financial reports to the board.
چیف فاینانس افیسرها گزارش مالی فصلی را به هیئت مدیره ارائه دادند.
experienced cfoes often oversee multiple departments simultaneously.
چیف فاینانس افیسرهای تجربهدار معمولاً به طور همزمان چند بخش را نظارت میکنند.
young cfoes are increasingly taking leadership roles in tech companies.
چیف فاینانس افیسرهای جوان به طور فزایندهای نقشهای رهبری در شرکتهای فناوری را برعهده میگیرند.
the cfoes attended the annual financial summit in davos.
چیف فاینانس افیسرها به نشست سالانه مالی در داوس حضور یافتند.
skilled cfoes must understand both accounting and strategic planning.
چیف فاینانس افیسرهای ماهر باید هم حسابداری و هم برنامهریزی استراتژیک را بفهمند.
the company hired two new cfoes for their asian operations.
شرکت دو چیف فاینانس افیسر جدید را برای عملیات آسیایی خود استخدام کرد.
successful cfoes maintain strong relationships with investors.
چیف فاینانس افیسرهای موفق روابط قوی با سرمایهگذاران حفظ میکنند.
the panel discussion featured cfoes from fortune 500 companies.
بحث گروهی با چیف فاینانس افیسرهایی از شرکتهای لیست شده در فورچون ۵۰۰ انجام شد.
effective cfoes communicate financial data clearly to all stakeholders.
چیف فاینانس افیسرهای مؤثر دادههای مالی را به تمامی ذیالاصلان به روشنی ارائه میدهند.
digital transformation is reshaping how cfoes approach their work.
تحول دیجیتال نحوهای که چیف فاینانس افیسرها به کار خود میپردازند را تغییر میدهد.
the cfoes collaborated on a complex merger deal.
چیف فاینانس افیسرها در یک معامله ادغام پیچیده همکاری کردند.
the cfoes
دیویهای مالی
cfoes meet
دیویهای مالی جلسه میگذارند
cfoes decide
دیویهای مالی تصمیم میگیرند
cfoes approve
دیویهای مالی تأیید میکنند
cfoes review
دیویهای مالی بررسی میکنند
cfoes plan
دیویهای مالی برنامهریزی میکنند
cfoes budget
دیویهای مالی بودجهریزی میکنند
cfoes audit
دیویهای مالی بازرسی میکنند
cfoes report
دیویهای مالی گزارش میدهند
cfoes sign
دیویهای مالی امضا میکنند
the cfoes presented the quarterly financial reports to the board.
چیف فاینانس افیسرها گزارش مالی فصلی را به هیئت مدیره ارائه دادند.
experienced cfoes often oversee multiple departments simultaneously.
چیف فاینانس افیسرهای تجربهدار معمولاً به طور همزمان چند بخش را نظارت میکنند.
young cfoes are increasingly taking leadership roles in tech companies.
چیف فاینانس افیسرهای جوان به طور فزایندهای نقشهای رهبری در شرکتهای فناوری را برعهده میگیرند.
the cfoes attended the annual financial summit in davos.
چیف فاینانس افیسرها به نشست سالانه مالی در داوس حضور یافتند.
skilled cfoes must understand both accounting and strategic planning.
چیف فاینانس افیسرهای ماهر باید هم حسابداری و هم برنامهریزی استراتژیک را بفهمند.
the company hired two new cfoes for their asian operations.
شرکت دو چیف فاینانس افیسر جدید را برای عملیات آسیایی خود استخدام کرد.
successful cfoes maintain strong relationships with investors.
چیف فاینانس افیسرهای موفق روابط قوی با سرمایهگذاران حفظ میکنند.
the panel discussion featured cfoes from fortune 500 companies.
بحث گروهی با چیف فاینانس افیسرهایی از شرکتهای لیست شده در فورچون ۵۰۰ انجام شد.
effective cfoes communicate financial data clearly to all stakeholders.
چیف فاینانس افیسرهای مؤثر دادههای مالی را به تمامی ذیالاصلان به روشنی ارائه میدهند.
digital transformation is reshaping how cfoes approach their work.
تحول دیجیتال نحوهای که چیف فاینانس افیسرها به کار خود میپردازند را تغییر میدهد.
the cfoes collaborated on a complex merger deal.
چیف فاینانس افیسرها در یک معامله ادغام پیچیده همکاری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید