chagrining

[ایالات متحده]/ˈʃæg.raɪnɪŋ/
[بریتانیا]/SHAY-grahy-ning/

ترجمه

v. موجب ناامیدی یا ناراحتی شدن؛ باعث احساس شرم یا ناامیدی در کسی شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

chagrining experience

تجربه ناخوشایند

chagrining moment

لحظه ناخوشایند

chagrining news

اخبار ناخوشایند

chagrining situation

وضعیت ناخوشایند

chagrining defeat

شکست ناخوشایند

chagrining truth

حقیقت ناخوشایند

chagrining outcome

نتیجه ناخوشایند

chagrining mistake

اشتباه ناخوشایند

chagrining realization

درک ناخوشایند

chagrining comment

نظریه ناخوشایند

جملات نمونه

it was chagrining to lose the match after playing so well.

شکستن مسابقه بعد از بازی خوب، بسیار ناامید کننده بود.

she felt chagrining when she realized her mistake.

وقتی متوجه اشتباهش شد، احساس ناامیدی کرد.

his chagrining reaction surprised everyone in the room.

واکنش ناامید کننده او همه افراد حاضر در اتاق را شگفت زده کرد.

it can be chagrining to forget an important date.

فراموش کردن یک تاریخ مهم می تواند ناامید کننده باشد.

she tried to hide her chagrining feelings after the presentation.

او سعی کرد احساسات ناامید کننده خود را پس از ارائه پنهان کند.

he found it chagrining that he missed the opportunity.

او متوجه شد که از دست دادن فرصت برایش ناامید کننده بود.

chagrining moments are part of learning and growing.

لحظات ناامید کننده بخشی از یادگیری و رشد هستند.

she felt a chagrining sense of disappointment after the exam.

او بعد از امتحان احساس ناامیدی کرد.

it was chagrining to see her friend succeed while she struggled.

دیدن موفقیت دوستش در حالی که او دست و پا می کرد، ناامید کننده بود.

his chagrining expression revealed his true feelings.

حالت چهره ناامید کننده او احساسات واقعی او را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید