chakra

[ایالات متحده]/ˈtʃæk.rə/
[بریتانیا]/CHAK-ruh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرکز انرژی روانی در بدن، طبق سنت یوگا.

عبارات و ترکیب‌ها

open chakra

چاکرای باز

balanced chakra

چاکرای متعادل

blocked chakra

چاکرای مسدود

chakra healing

درمان چاکرا

chakra energy

انرژی چاکرا

chakra meditation

مدیتیشن چاکرا

chakra alignment

ترازی چاکرا

chakra balance

تعادل چاکرا

chakra colors

رنگ‌های چاکرا

chakra system

سیستم چاکرا

جملات نمونه

she practices yoga to balance her chakras.

او برای متعادل کردن چاکراهایش یوگا تمرین می‌کند.

chakra healing can improve your overall well-being.

درمان چاکراها می‌تواند به بهبود کلی سلامتی شما کمک کند.

each chakra is associated with different emotions.

هر چاکرا با احساسات مختلف مرتبط است.

he focuses on opening his heart chakra.

او روی باز کردن چاکرای قلب خود تمرکز می‌کند.

chakra meditation helps to clear negative energy.

مدیتیشن چاکرا به پاکسازی انرژی منفی کمک می‌کند.

understanding chakras can enhance your spiritual journey.

درک چاکراها می‌تواند سفر معنوی شما را ارتقا دهد.

she feels a blockage in her throat chakra.

او یک انسداد در چاکرای گلویش احساس می‌کند.

chakras can be balanced through various techniques.

چاکراها می‌توانند از طریق تکنیک‌های مختلف متعادل شوند.

the root chakra is essential for grounding.

چاکرای ریشه برای ریشه دار شدن ضروری است.

exploring chakras can lead to personal transformation.

کاوش در چاکراها می‌تواند منجر به تحول شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید