chalkier

[ایالات متحده]/'tʃɔːkɪ/
[بریتانیا]/'tʃɔki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی گچ، شبیه گچ.

عبارات و ترکیب‌ها

chalky texture

بافت مانند خک

chalky taste

طعم مانند خک

جملات نمونه

a board whitened with a chalky substance.

تابلویی که با یک ماده آهکی سفید شده است.

Chronic gout leads to deposion of urates into a chalky mass known as a "tophus".

گوت درد مزمن منجر به رسوب اورات در توده ای آهکی به نام "توپوس" می شود.

Ideally located in the south facing stope of the foothills of the Montagne noire, these vineyards grow on both chalky (80%) and schistous soil (20 %).

این تاکستان ها به طور ایده آل در دامنه جنوبی تپه های پیشکوه مونتگن نویر واقع شده اند و هم روی خاک آهکی (80٪) و هم خاک شست (20٪) رشد می کنند.

The chalky soil in the garden is not ideal for growing vegetables.

خاک آهکی در باغ برای کاشت سبزیجات مناسب نیست.

Her skin felt chalky and dry after spending hours in the sun.

پوست او بعد از گذراندن چند ساعت در آفتاب، احساسی آهکی و خشک داشت.

The chalky taste of the medicine made it hard to swallow.

طعم آهکی دارو باعث می شد بلعیدن آن سخت باشد.

The old building had a chalky appearance due to years of weathering.

ساختمان قدیمی به دلیل سال ها قرار گرفتن در معرض هوا، ظاهری آهکی داشت.

She painted her nails with a chalky white polish.

او ناخن های خود را با لاک سفید رنگ آهکی لاک کرد.

The chalky cliffs along the coast are a popular tourist attraction.

آب سنگ های آهکی در امتداد ساحل یک جاذبه توریستی محبوب است.

The wine had a chalky texture that was unusual but pleasant.

شراب بافت آهکی داشت که غیرمعمول اما دلپذیر بود.

The chalky residue on the blackboard was difficult to erase.

رسوب آهکی روی تخته سیاه پاک کردن آن را دشوار می کرد.

She wore a chalky pink dress to the party.

او لباس صورتی رنگ آهکی به مهمانی پوشید.

The chalky cliffs were a striking contrast against the blue sky.

آب سنگ های آهکی در تضاد چشمگیری با آسمان آبی بودند.

نمونه‌های واقعی

Different texture from normal. They've kind of like got a bit more chalky.

بافت متفاوت از حالت عادی. آنها کمی بیشتر پوک هستند.

منبع: Gourmet Base

Its chalky soul left the building hours ago.

روح پوک آن ساعت قبل از ساختمان خارج شد.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

Take limestone, a chalky rock rich in minerals called carbonates.

سنگ آهک را بردارید، سنگ پوکی که غنی از مواد معدنی به نام کربنات است.

منبع: National Geographic Reading Selections

Every one of them was chalky pale, the palest of all the students living in this sunless town.

هر یک از آنها رنگ پوستی بسیار کم‌رنگ و پوک داشتند، کم‌رنگ‌ترین از بین همه دانش‌آموزانی که در این شهر آفتاب‌ندیده زندگی می‌کردند.

منبع: Twilight: Eclipse

Bran drank. The potion was thick and chalky, but there was honey in it, so it went down easy.

برن نوشید. معجون غلیظ و پوک بود، اما در آن عسل بود، بنابراین به راحتی پایین رفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

The other gods painted him chalky white and glued feathers to him.

خدایان دیگر او را به رنگ سفید و پوک نقاشی کردند و پرها را به او چسباندند.

منبع: TED-Ed (video version)

They rubbed chalky gypsum over their doeskin leggings.

آنها گچ پوک را روی شلوار پوست خود مالیدند.

منبع: who was series

But we wanted the whole kitchen to feel bright, airy, and really chalky.

اما ما می‌خواستیم کل آشپزخانه روشن، جادار و واقعاً پوک باشد.

منبع: Architectural Digest

Lagoons and shallow seas often deposit chalky sediments composed of plankton exoskeletons.

لاگون‌ها و دریاهای کم‌عمق اغلب رسوبات پوک را که از اسکلت‌های پلانکتون تشکیل شده‌اند، رسوب می‌دهند.

منبع: University of Alberta - Dinosaur Paleontology

MUNIR VIRANI: The inner organs were covered with a white, chalky paste.

MUNIR VIRANI: اندام‌های داخلی با خمیری سفید و پوک پوشیده شده بودند.

منبع: Radio Laboratory

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید