chambered

[ایالات متحده]/'tʃeimbəd/
[بریتانیا]/ˈtʃembəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقسیم شده به اتاق‌ها یا محفظه‌های جداگانه.

عبارات و ترکیب‌ها

a chambered gun

سلاح کمری

chambered bullet

گلوله کمری

chamber of commerce

اتاق بازرگانی

combustion chamber

اتاق احتراق

red chamber

اتاق قرمز

anterior chamber

اتاق جلویی

chamber music

موسیقی محفل

air chamber

اتاق هوا

vacuum chamber

اتاق خلاء

test chamber

اتاق آزمایش

chamber pressure

فشار اتاق

bridal chamber

اتاق عروس

surge chamber

اتاق افزایش فشار

chamber pot

تشت و لگن

working chamber

اتاق کاری

inner chamber

اتاق داخلی

mixing chamber

اتاق مخلوط کن

furnace chamber

اتاق تنور

anechoic chamber

اتاق پژواک‌دار

cold chamber

اتاق سرد

heating chamber

اتاق گرمایشی

جملات نمونه

be chambered in a narrow cave

در یک غار باریک قرار گیرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید