chandler

[ایالات متحده]/'tʃɑːndlə/
[بریتانیا]/'tʃændlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شمع‌ساز؛ یک فروشگاه که کالاهای مختلف می‌فروشد.
Word Forms
جمعchandlers

عبارات و ترکیب‌ها

candle chandler

چندلر شمع

ship chandler

چندلر کشتی

جملات نمونه

Chandler: Yes indeedy! (they look outside) With a beautiful view of...

چندلر: بله، دقیقاً! (آنها بیرون نگاه می‌کنند) با منظره‌ای زیبا از...

Rachel: (grabs Chandler by the shirt) All right, listen, smirky.

ریچل: (چندلر را از زیر لباس می‌گیرد) باشه، گوش کن، خودپسند.

Li Nan led the team to keep in line with the creation of opportunities for teammates, Moco, and Chandler hit successive one-third.

لی نان رهبری تیم را برای همگام بودن با ایجاد فرصت‌هایی برای هم‌تیمی‌ها، موکو و چندلر انجام داد و به طور متوالی یک سوم را زد.

MR PUMBLECHOOK'S premises in the High-street of the market town, were of a peppercorny and farinaceous character, as the premises of a corn-chandler and seedsman should be.

شرکت آقای پامبلچوک در خیابان اصلی شهر بازار، دارای ویژگی‌های فلفلی و آردی بود، همانطور که شرکت یک فروشنده ذرت و بذر باید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید