charbon

[ایالات متحده]/ˈʃɑːrbɒn/
[بریتانیا]/ˈʃɑːr.bən/

ترجمه

n. سیاه‌زخم؛ نوعی زخم بدخیم

عبارات و ترکیب‌ها

charbon filter

فیلتر کربن

charbon footprint

ردپای کربن

charbon emission

انتشار کربن

charbon trading

معامله کربن

charbon capture

جذب کربن

charbon neutral

خنثی کربن

charbon cycle

چرخه کربن

charbon offset

تعادل کربن

charbon source

منبع کربن

charbon credit

اعتبار کربن

جملات نمونه

charbon is often used as a fuel source.

زغال سنگ اغلب به عنوان منبع سوخت استفاده می شود.

the production of charbon has environmental impacts.

تولید زغال سنگ تأثیرات زیست محیطی دارد.

many industries rely on charbon for energy.

صنایع زیادی برای تولید انرژی به زغال سنگ متکی هستند.

charbon can be converted into various forms of energy.

می توان زغال سنگ را به اشکال مختلف انرژی تبدیل کرد.

using charbon for heating is common in many countries.

استفاده از زغال سنگ برای گرمایش در بسیاری از کشورها رایج است.

charbon mining has a long history in this region.

استخراج زغال سنگ در این منطقه سابقه‌ای طولانی دارد.

the price of charbon fluctuates based on demand.

قیمت زغال سنگ بر اساس تقاضا متغیر است.

charbon is a major contributor to carbon emissions.

زغال سنگ سهم عمده ای در انتشار کربن دارد.

switching from charbon to renewable energy is essential.

تغییر از زغال سنگ به انرژی تجدیدپذیر ضروری است.

charbon is an important resource for many economies.

زغال سنگ منبع مهمی برای بسیاری از اقتصادها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید