charnel

[ایالات متحده]/'tʃɑːn(ə)l/
[بریتانیا]/'tʃɑrnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه سردخانه؛ ترسناک؛ وحشت‌آور
n. مکانی که استخوان‌ها در آن نگهداری می‌شوند؛ سردخانه؛ مکان دفن.
Word Forms
جمعcharnels

عبارات و ترکیب‌ها

charnel house

خانه مردگان

charnel ground

زمین مردگان

جملات نمونه

I gagged on the charnel stench of the place.

من از بوی تعفن گورستان‌مانگیز آن مکان منزجر شدم.

Europe in the immediate post-war period had become a charnel house.

اروپا در دوره پس از جنگی که بلافاصله پس از آن رخ داد، به یک گورستان تبدیل شده بود.

The bombing turned the barracks into a charnel house.

بمباران казарма را به دخمه تبدیل کرد.

Vowed Charnel, who traveled everyplace With her slippered foot in a velvet case.

چارنل قسم خورده، که همه جا با پای چکمه پوش خود در یک جعبه مخملی سفر می‌کرد.

charnel house of war

گورستان جنگ

charnel ground of history

زمین گورستان تاریخ

the charnel house of memory

گورستان خاطره

charnel house of the mind

گورستان ذهن

نمونه‌های واقعی

This wasn't a hospital. This was a charnel house.

این بیمارستان نبود. این یک دخمه بود.

منبع: Women Who Changed the World

Within the bosom of the encircling hills, an impenetrable darkness had already settled; and the plain lay like a vast and deserted charnel-house, without omen or whisper to disturb the slumbers of its numerous and hapless tenants.

در دل تپه‌های اطراف، تاریکی غیرقابل نفوذی از قبل برقرار شده بود؛ و دشت مانند یک دخمه وسیع و متروکه به حال خود رها شده بود، بدون هیچ نشانه ای یا نجوا برای به هم زدن خواب تعداد زیاد و بدبخت ساکنان آن.

منبع: The Last of the Mohicans (Chinese)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید