chasseurs

[ایالات متحده]/ʃəˈsœːr/
[بریتانیا]/sha-ˈsoor/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چیزی را دنبال می‌کند یا شکار می‌کند، به ویژه یک حیوان بازی.; یک همراه مذکر در یک هتل یا رستوران.

عبارات و ترکیب‌ها

chasseur de têtes

شکارچی سر

chasseur de primes

شکارچی جایزه

chasseur d'images

شکارچی تصاویر

chasseur de fantômes

شکارچی ارواح

chasseur de trésors

شکارچی گنج

chasseur d'ours

شکارچی خرس

chasseur de nuages

شکارچی ابرها

chasseur de rêves

شکارچی رویاها

chasseur de papillons

شکارچی پروانه‌ها

chasseur de serpents

شکارچی مارها

جملات نمونه

the chasseur is skilled in tracking game.

چیسور در ردیابی بازی ماهر است.

he worked as a chasseur in the mountains.

او به عنوان یک چیسور در کوه‌ها کار می‌کرد.

the chasseur brought back a large deer.

چیسور یک گوزن بزرگ به همراه آورد.

chasseur training requires patience and skill.

آموزش چیسور نیاز به صبر و مهارت دارد.

she admired the chasseur's dedication to his craft.

او به تعهد چیسور به حرفه‌اش احترام می‌گذاشت.

the chasseur shared stories of his adventures.

چیسور داستان‌های ماجراهایش را به اشتراک گذاشت.

chasseur gear is essential for a successful hunt.

تجهیزات چیسور برای یک شکار موفق ضروری است.

the chasseur taught him how to track animals.

چیسور به او نحوه ردیابی حیوانات را آموزش داد.

chasseur techniques vary from region to region.

تکنیک‌های چیسور از منطقه به منطقه متفاوت است.

many admire the life of a chasseur.

بسیاری زندگی یک چیسور را تحسین می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید