chastens the soul
نجات میدهد جان را
chastens our pride
غرور ما را فرو میآورد
chastens the heart
دل را رام میکند
chastens the spirit
روح را رام میکند
chastens the mind
ذهن را رام میکند
chastens the ego
منیت را رام میکند
chastens our actions
رفتار ما را رام میکند
chastens our behavior
رفتار ما را رام میکند
chastens the youth
جوانان را رام میکند
chastens the crowd
جمعیت را رام میکند
his mistakes chastens him to be more careful in the future.
اشتباهاتش او را متواضع میکند تا در آینده مراقبتر باشد.
life experiences often chastens our youthful arrogance.
تجربیات زندگی اغلب غرور جوانی ما را متواضع میکند.
failure chastens us and teaches valuable lessons.
شکست ما را متواضع میکند و درسهای ارزشمندی به ما میآموزد.
she believes that hardship chastens the spirit.
او معتقد است که سختی روح را متواضع میکند.
the coach chastens the players after their poor performance.
مربی بازیکنان را پس از عملکرد ضعیفشان متواضع میکند.
his failures chastens him, making him more humble.
شکستهایش او را متواضع میکند و او را متواضعتر میکند.
experience chastens the young and prepares them for life.
تجربه جوانان را متواضع میکند و آنها را برای زندگی آماده میکند.
she felt that her mistakes chastens her to improve.
او احساس کرد که اشتباهاتش او را متواضع میکند تا پیشرفت کند.
chastened by his past, he decided to change his ways.
با توجه به گذشتهاش، او تصمیم گرفت روشهای خود را تغییر دهد.
chastening experiences can lead to personal growth.
تجربیات متواضعکننده میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
chastens the soul
نجات میدهد جان را
chastens our pride
غرور ما را فرو میآورد
chastens the heart
دل را رام میکند
chastens the spirit
روح را رام میکند
chastens the mind
ذهن را رام میکند
chastens the ego
منیت را رام میکند
chastens our actions
رفتار ما را رام میکند
chastens our behavior
رفتار ما را رام میکند
chastens the youth
جوانان را رام میکند
chastens the crowd
جمعیت را رام میکند
his mistakes chastens him to be more careful in the future.
اشتباهاتش او را متواضع میکند تا در آینده مراقبتر باشد.
life experiences often chastens our youthful arrogance.
تجربیات زندگی اغلب غرور جوانی ما را متواضع میکند.
failure chastens us and teaches valuable lessons.
شکست ما را متواضع میکند و درسهای ارزشمندی به ما میآموزد.
she believes that hardship chastens the spirit.
او معتقد است که سختی روح را متواضع میکند.
the coach chastens the players after their poor performance.
مربی بازیکنان را پس از عملکرد ضعیفشان متواضع میکند.
his failures chastens him, making him more humble.
شکستهایش او را متواضع میکند و او را متواضعتر میکند.
experience chastens the young and prepares them for life.
تجربه جوانان را متواضع میکند و آنها را برای زندگی آماده میکند.
she felt that her mistakes chastens her to improve.
او احساس کرد که اشتباهاتش او را متواضع میکند تا پیشرفت کند.
chastened by his past, he decided to change his ways.
با توجه به گذشتهاش، او تصمیم گرفت روشهای خود را تغییر دهد.
chastening experiences can lead to personal growth.
تجربیات متواضعکننده میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید