chatelaine

[ایالات متحده]/'ʃætəleɪn/
[بریتانیا]/ˈʃætlˌen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن صاحب قلعه یا عمارت
Word Forms

جملات نمونه

She wore the chatelaine around her waist.

او قلعه‌بان را دور کمر خود می‌پوشید.

The chatelaine was responsible for managing the household.

قلعه‌بان مسئولیت مدیریت خانه را بر عهده داشت.

The chatelaine carried keys to all the rooms in the mansion.

قلعه‌بان کلیدهای تمام اتاق‌های عمارت را حمل می‌کرد.

The chatelaine was a trusted advisor to the lord of the manor.

قلعه‌بان مشاور مورد اعتماد ارباب ارث بود.

The chatelaine was in charge of the household finances.

قلعه‌بان مسئول امور مالی خانه بود.

The chatelaine organized social events for the estate.

قلعه‌بان رویدادهای اجتماعی را برای املاک ترتیب می‌داد.

The chatelaine oversaw the servants and their duties.

قلعه‌بان بر کارمندان و وظایف آنها نظارت داشت.

The chatelaine kept the household running smoothly.

قلعه‌بان باعث می‌شد که امور خانه به خوبی پیش برود.

The chatelaine wore the keys to the pantry and wine cellar.

قلعه‌بان کلیدهای انبار و زیرزمین شراب را به تن می‌کرد.

The chatelaine was respected by all who lived on the estate.

قلعه‌بان توسط همه کسانی که در املاک زندگی می‌کردند مورد احترام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید