cheapest

[ایالات متحده]/ˈtʃiːpɪst/
[بریتانیا]/ˈtʃiːpɪst/

ترجمه

adj.بار عالی از cheap، به معنی ارزان‌ترین از نظر قیمت

عبارات و ترکیب‌ها

cheapest flight

ارزان‌ترین پرواز

cheapest deal

بهترین معامله ارزان

cheapest option

گزینه ارزان

cheapest price

ارزان‌ترین قیمت

cheapest way

ارزان‌ترین راه

finding cheapest

جستجوی ارزان‌ترین

cheapest hotel

ارزان‌ترین هتل

cheapest car

ارزان‌ترین خودرو

cheapest product

ارزان‌ترین محصول

cheapest fare

ارزان‌ترین نرخ

جملات نمونه

we're looking for the cheapest flights to barcelona.

ما به دنبال ارزان ترین پروازها به بارسلونا هستیم.

is this the cheapest hotel in the downtown area?

آیا این ارزان ترین هتل در منطقه مرکز شهر است؟

i always compare prices to find the cheapest option.

من همیشه قیمت ها را مقایسه می کنم تا ارزان ترین گزینه را پیدا کنم.

the cheapest way to get there is by bus.

ارزان ترین راه برای رسیدن آنجا با اتوبوس است.

they offer the cheapest car rental rates in town.

آنها ارزان ترین نرخ های اجاره خودرو در شهر را ارائه می دهند.

what's the cheapest mobile phone plan available?

ارزان ترین طرح تلفن همراه موجود چیست؟

we bought the cheapest groceries at the local market.

ما ارزان ترین مواد غذایی را در بازار محلی خریدیم.

the cheapest tickets are usually sold online in advance.

ارزان ترین بلیط ها معمولاً از قبل به صورت آنلاین فروخته می شوند.

she wanted the cheapest laptop she could find.

او می خواست ارزان ترین لپ تاپی را که می تواند پیدا کند.

this is the cheapest restaurant i've found so far.

تا کنون این ارزان ترین رستورانی است که من پیدا کرده ام.

we need to find the cheapest shipping service.

ما باید ارزان ترین خدمات حمل و نقل را پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید