cheapskate

[ایالات متحده]/'tʃiːpskeɪt/
[بریتانیا]/ˈtʃipˌsket/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خسیس، فرد بخیل.

جملات نمونه

He is such a cheapskate that he never tips at restaurants.

او آنقدر بخیل است که در رستوران‌ها انعام نمی‌دهد.

My friend is a cheapskate and always looks for discounts when shopping.

دوست من یک خسیس است و همیشه هنگام خرید به دنبال تخفیف می‌گردد.

Don't be a cheapskate when it comes to investing in your education.

وقتی صحبت از سرمایه‌گذاری در تحصیلتان می‌شود، خسیس نباشید.

She's a cheapskate, so she never buys brand-name products.

او خسیس است، بنابراین هرگز محصولات برند را نمی خرد.

The cheapskate refused to contribute to the office gift for the boss.

خسیس از کمک به هدیه دفتر برای رئیس امتناع کرد.

Being a cheapskate, he always tries to find the cheapest option available.

با وجود اینکه خسیس است، همیشه سعی می‌کند ارزان‌ترین گزینه موجود را پیدا کند.

The cheapskate always complains about the prices at restaurants.

خسیس همیشه در مورد قیمت‌ها در رستوران‌ها شکایت می‌کند.

She's such a cheapskate that she never buys new clothes, only second-hand.

او آنقدر خسیس است که هرگز لباس جدید نمی خرد، فقط دست دوم.

My brother is a cheapskate and never wants to split the bill evenly.

برادر من خسیس است و هرگز نمی‌خواهد هزینه را به طور مساوی تقسیم کند.

The cheapskate always tries to get away without paying his fair share.

خسیس همیشه سعی می‌کند بدون پرداخت سهم عادلانه خود فرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید