checkpoint

[ایالات متحده]/'tʃekpɒɪnt/
[بریتانیا]/'tʃɛkpɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه بازرسی؛ اتاق بار در ایستگاه.

عبارات و ترکیب‌ها

security checkpoint

نقطه بازرسی امنیتی

checkpoint staff

پرسنل ایستگاه بازرسی

checkpoint procedure

روش کار ایستگاه بازرسی

جملات نمونه

Vehicles are stopped at several checkpoints along the border.

خودروها در چندین ایستگاه بازرسی در امتداد مرز متوقف هستند.

The checkpoint will occur if either <kbyte> data has been written or <min> minutes have passed since the last checkpoint.

ایستگاه بازرسی زمانی اتفاق می‌افتد که داده‌های <kbyte> نوشته شده باشد یا از آخرین ایستگاه بازرسی <min> دقیقه گذشته باشد.

State governments are still insisting that they will need checkpoints, to hunt for illicit goods and to inspect the roadworthiness of vehicles, among other things.

دولت‌های ایالتی همچنان اصرار دارند که به ایستگاه‌های بازرسی نیاز دارند، تا به دنبال کالاهای غیرقانونی باشند و وضعیت رانندگی خودروها را بررسی کنند، در میان سایر موارد.

The police set up a checkpoint to inspect vehicles.

پلیس یک ایستگاه بازرسی برای بازرسی خودروها برپا کرد.

Travelers need to pass through a security checkpoint before boarding the plane.

سفرکنندگان باید قبل از سوار شدن به هواپیما از یک ایستگاه بازرسی امنیتی عبور کنند.

The border checkpoint is heavily guarded to prevent illegal crossings.

ایستگاه بازرسی مرزی به شدت محافظت می‌شود تا از عبور غیرقانونی جلوگیری شود.

Drivers must stop at the checkpoint to show their identification.

رانندگان باید در ایستگاه بازرسی توقف کنند تا مدارک شناسایی خود را نشان دهند.

The military checkpoint is located at the entrance of the restricted area.

ایستگاه بازرسی نظامی در ورودی منطقه ممنوعه قرار دارد.

During the pandemic, there are health checkpoints at various locations to screen for symptoms.

در طول همه‌گیری، در مکان‌های مختلف ایستگاه‌های بازرسی بهداشتی برای بررسی علائم وجود دارد.

The security checkpoint at the airport can sometimes cause delays for travelers.

ایستگاه بازرسی امنیتی در فرودگاه گاهی اوقات می‌تواند باعث تاخیر برای مسافران شود.

The police officers manning the checkpoint are responsible for checking all vehicles.

ماموران پلیس که ایستگاه بازرسی را کنترل می‌کنند، مسئول بررسی تمام خودروها هستند.

The checkpoint marks the boundary between the two countries.

ایستگاه بازرسی مرز بین دو کشور را مشخص می‌کند.

Passengers are required to remove their shoes at the airport security checkpoint.

مسافران باید کفش‌های خود را در ایستگاه بازرسی امنیتی فرودگاه درآورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید