checkpoints

[ایالات متحده]/ˈtʃekpɔɪnts/
[بریتانیا]/ˈtʃekˌpɔɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاطی که پیشرفت یا حرکت در آن‌ها نظارت یا کنترل می‌شود؛ موانع یا مشکلاتی که باید از آن‌ها عبور کرد یا بر آن‌ها غلبه کرد؛ جمع checkpoint.

عبارات و ترکیب‌ها

security checkpoints

نقطه‌های امنیتی

border checkpoints

نقطه‌های مرزی

checkpoint systems

سیستم‌های ایستگاه بازرسی

checkpoint procedures

روش‌های ایستگاه بازرسی

road checkpoints

نقطه‌های بازرسی جاده‌ای

checkpoint inspections

بازرسی‌های ایستگاه بازرسی

military checkpoints

نقطه‌های بازرسی نظامی

customs checkpoints

نقطه‌های بازرسی گمرکی

checkpoint access

دسترسی به ایستگاه بازرسی

checkpoint locations

محل‌های ایستگاه بازرسی

جملات نمونه

we need to set up multiple checkpoints for the project.

ما نیاز به راه اندازی چندین نقطه بازرسی برای پروژه داریم.

the security team is monitoring all checkpoints.

تیم امنیتی بر روی تمام نقاط بازرسی نظارت می کند.

there are several checkpoints along the route.

چندین نقطه بازرسی در طول مسیر وجود دارد.

make sure to stop at all the checkpoints.

مطمئن شوید که در تمام نقاط بازرسی توقف کنید.

checkpoints are essential for ensuring safety.

نقاط بازرسی برای اطمینان از ایمنی ضروری هستند.

we passed through the checkpoints without any issues.

ما بدون هیچ مشکلی از نقاط بازرسی عبور کردیم.

the checkpoints help maintain order during the event.

نقاط بازرسی به حفظ نظم در طول رویداد کمک می کنند.

they installed new checkpoints to improve security.

آنها نقاط بازرسی جدیدی برای بهبود امنیت نصب کردند.

each checkpoint requires verification of identity.

هر نقطه بازرسی نیاز به تایید هویت دارد.

we will evaluate the effectiveness of the checkpoints.

ما اثربخشی نقاط بازرسی را ارزیابی خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید