chewiest

[ایالات متحده]/'tʃuːɪ/
[بریتانیا]/'tʃui/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم و چسبناک؛ سخت برای جویدن

عبارات و ترکیب‌ها

chewy texture

بافت جویدنی

جملات نمونه

5.Vipers Bugloss honey has a delicate flavour with a "chewy" texture.

5.عسل گزنه دارای طعم ملایم و بافت "جوی پسند" است.

Palate Fresh and lively! Full flavoured, rich and generous. Wild raspberry and loganberry fruit flavours meld with round, ripe chewy tannins.

طعم دهان: تازه و پر جنب و جوش! طعم کامل، غنی و سخاوتمندانه. طعم میوه های تمشک وحشی و بلوبری با تانن های رسیده و جویدنی ترکیب می شود.

The cookies were chewy and delicious.

کیک ها جویدنی و خوشمزه بودند.

I love chewy candies like gummy bears.

من آبنبات های جویدنی مانند خرس گומי را دوست دارم.

The steak was cooked perfectly, tender and chewy.

استیک به خوبی پخته شده بود، لطیف و جویدنی.

Chewy texture is often desired in certain types of bread.

بافت جویدنی اغلب در برخی از انواع نان مورد نظر است.

The noodles were a bit too chewy for my liking.

نودل ها کمی بیش از حد جویدنی بودند به سلیقه من.

Chewy caramel is a popular choice for many dessert recipes.

کارامل جویدنی یک انتخاب محبوب برای بسیاری از دستور العمل های دسر است.

Chewy dried fruits are a great snack for on-the-go.

میوه های خشک جویدنی یک میان وعده عالی برای بیرون از خانه هستند.

The bread dough needs to be kneaded well to develop a chewy texture.

ورز باید به خوبی ورز داده شود تا بافت جویدنی ایجاد شود.

Chewy mochi is a traditional Japanese dessert made from glutinous rice.

مچی جویدنی یک دسر سنتی ژاپنی است که از برنج چسبنده تهیه شده است.

The bagels were dense and chewy, just how I like them.

بگل ها متراکم و جویدنی بودند، دقیقاً همانطور که من دوست دارم.

نمونه‌های واقعی

B are a little bit sort of more dense and more chewy.

B کمی متراکم‌تر و کمی بیشتر جویدنی هستند.

منبع: Gourmet Base

Well, it's a bit chewy in places.

خب، در بعضی جاها کمی جویدنی است.

منبع: Gourmet Base

All that gluten makes a nice, chewy bread.

تمام آن گلوتن باعث می‌شود نان خوبی و جویدنی شود.

منبع: Scishow Selected Series

Right! So you're saying my homemade cookies are chewy?

درسته! پس شما می‌گویید کوکی‌های خانگی من جویدنی هستند؟

منبع: BBC Authentic English

Served with honey or sugar, it tastes delicious and chewy.

وقتی با عسل یا شکر سرو شود، خوشمزه و جویدنی است.

منبع: Selected English short passages

They're chewier, with a nutty flavour, and really nutritious.

آنها جویدنی‌تر هستند، با طعم آجیلی و واقعاً مغذی.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

When served hot and fresh, youtiao is both crispy and chewy.

وقتی داغ و تازه سرو شود، یوتیائو هم ترد و هم جویدنی است.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

The bread has a crunchy exterior with a soft and chewy interior.

نان دارای یک قسمت بیرونی ترد و یک قسمت داخلی نرم و جویدنی است.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Like seafood. Kind of tastes like a chewy muscle or a clam.

مثل غذاهای دریایی. طعمش مثل یک عضله جویدنی یا یک صدف است.

منبع: Asap SCIENCE Selection

" The fish was really chewy, they must have cooked it for too long."

«ماهی واقعاً جویدنی بود، حتماً بیش از حد آن را پخته‌اند.»

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید