chew

[ایالات متحده]/tʃuː/
[بریتانیا]/tʃuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گاز گرفتن و خرد کردن با دندان‌ها؛ چیزی که قرار است جویده شود
vt. خرد کردن یا آسیاب کردن با دندان‌ها
vi. به دقت فکر کردن یا تأمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

chew gum

آدامس بجوید

chew food slowly

به آرامی غذا بجوید

chew thoroughly

به طور کامل بجوید

chew on ice

یخ بجوید

chew on something

چیز چیزی بجوید

chew the fat

حرف‌های بی‌اهمیت بزنید

chew on

بجویید

chew up

خرد کنید

chew over

به دقت فکر کنید

جملات نمونه

a chew of tobacco.

یک لقمه تنباکو

chew a problem over.

مشکل را بررسی کنید

The dog was chewing a bone.

سگ استخوان می‌جوید.

We'll chew on your suggestion.

پیشنهاد شما را بررسی خواهیم کرد.

he was chewing a mouthful of toast.

او یک لقمه نان تست می‌جوید.

chewing his overdone steak.

در حال جویدن استیک پخته شده‌اش.

he chewed a stalk of grass.

او یک ساقه چمن می‌جوید.

the tramp sat chewing a straw.

بدون سرپناه نشسته و یک نی می‌جوید.

You should chew over this thing.

باید این موضوع را بررسی کنید.

The dog chewed up the meat.

سگ گوشت را خورد.

The boy chewed up the book.

پسر کتاب را خورد.

Americans like to chew gum.

آمریکایی‌ها دوست دارند آدامس بجوند.

Chew your food point by point.

غذا را ذره ذره بجوید.

he chewed his lip reflectively.

او با تفکر لبش را می‌جوید.

he chewed me out for being late.

او به من گفت که دیر کرده‌ام.

executives met to chew over the company's future.

مدیران برای بررسی آینده شرکت ملاقات کردند.

the bikes were chewing up the paths.

دوچرخه ها مسیرها را از بین می بردند.

نمونه‌های واقعی

Chew or chew not. There is no try.

جویدن یا نجویدن. هیچ آزمایشی وجود ندارد.

منبع: Popular Science Essays

To bite off more than one can chew.

سعی کنید بیشتر از آن چیزی که می‌توانید انجام دهید گاز بزنید.

منبع: Emma's delicious English

I wonder if the Russkies chew gum.

من تعجب می کنم اگر روس ها آدامس بجوند.

منبع: When the Wind Blows Selected

I bit off more than I could chew.

من بیشتر از آن چیزی که می توانستم گاز زدم.

منبع: S03

I've had a chance to chew things over.

فرصتی داشتم تا در مورد مسائل فکر کنم.

منبع: BBC Animation Workplace

To ruminate means to chew over.

تامل به معنای فکر کردن است.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2015 Collection

The dough's got an amazing chew to it.

خمیر بافت جویدنی شگفت انگیزی دارد.

منبع: Gourmet Base

But from now on, watch what he chews carefully!

اما از این به بعد، مراقب باشید چه چیزی را گاز می گیرد!

منبع: L0 English Enlightenment

Next, to bite off more than you can chew.

بعد، گاز زدن بیشتر از آن چیزی که می توانید.

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

And parsley will freshen your breath when you chew it.

و جعفری نفس شما را تازه می کند وقتی آن را بجوید.

منبع: VOA Special English: World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید