chicly

[ایالات متحده]/ʃiːkli/
[بریتانیا]/ʃikli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شیک یا مد روز; به طرز هوشمندانه یا با وقار

عبارات و ترکیب‌ها

chicly dressed

خوش پوش

chicly styled

با استایل

chicly casual

غیررسمی و شیک

chicly elegant

شیک و مجلل

chicly modern

مدرن و شیک

chicly bold

جسورانه و شیک

chicly unique

منحصر به فرد و شیک

chicly simple

ساده و شیک

chicly classic

کلاسیک و شیک

chicly playful

شیطنت آمیز و شیک

جملات نمونه

she dressed chicly for the party.

او به شیک لباس پوشید برای مهمانی.

he always speaks chicly about fashion trends.

او همیشه به شیک در مورد ترندهای مد صحبت می‌کند.

the café was chicly decorated with modern art.

کافه به شیک با هنر مدرن تزئین شده بود.

they hosted the event chicly in a rooftop garden.

آنها به شیک رویداد را در یک باغ پشت بام برگزار کردند.

her chicly curated collection of vintage clothes is impressive.

مجموعه شیک و انتخاب شده لباس‌های قدیمی او بسیار چشمگیر است.

he chicly combined different styles in his outfit.

او به شیک استایل‌های مختلف را در لباسش ترکیب کرد.

the interior was chicly designed to maximize space.

فضای داخلی به شیک طراحی شده بود تا فضای بیشتری را بهینه کند.

she chicly accessorized her look with bold jewelry.

او به شیک ظاهرش را با جواهرات جسورانه تکمیل کرد.

his chicly written blog attracts many readers.

وبلاگ به شیک نوشته شده او بسیاری از خوانندگان را جذب می‌کند.

they chicly planned their wedding with a modern theme.

آنها با یک مضمون مدرن، عروسی خود را به شیک برنامه‌ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید