chiefly

[ایالات متحده]/'tʃiːflɪ/
[بریتانیا]/'tʃifli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

chiefly adv. عمدتاً; به طور اصلی.

جملات نمونه

Bread is chiefly made of flour.

نان عمدتاً از آرد تهیه می شود.

Icecream is chiefly made of milk and sugar.

یخ‌دریم عمدتاً از شیر و شکر تهیه می‌شود.

Cattle feed chiefly on grass.

گاوها عمدتاً از علف تغذیه می‌کنند.

he is remembered chiefly for his organ sonatas.

او عمدتاً به خاطر سونات‌های ارگش به یاد می‌آید.

he is chiefly famous for his love poetry.

او عمدتاً به خاطر شعر عاشقانه اش مشهور است.

I wax my boots chiefly to waterproof them.

من عمدتاً چکمه‌هایم را واکس می‌زنم تا آنها را ضد آب کنم.

Tea is raised chiefly in China,Japan and India.

چای عمدتاً در چین، ژاپن و هند کشت می‌شود.

The accident happened chiefly because you were careless.

این حادثه عمدتاً به این دلیل رخ داد که شما بی‌احتیاط بودید.

Syntactically, an adjectival adverbial-head structure chiefly acts as the head and the adnex.

از نظر نحوی، ساختار اصلی و ضمیمه‌ای قید وصفی به عنوان سر و ضمیمه عمل می‌کند.

Chiefly, I ask you to remember to write to your elderly mother.

عمدتاً، از شما می‌خواهم که به یاد داشته باشید به مادر پیرتان بنویسید.

The team lost the game chiefly bacause the team leader had a dispute with the coach.

تیم بازی را عمدتاً به این دلیل باخت که رهبر تیم با مربی اختلاف نظر داشت.

My interest in him chiefly centres in his quick mind.

علاقه من به او عمدتاً در ذهن سریعش متمرکز است.

The houses in my hometown were chiefly composed of wood.

خانه‌ها در زادگاه من عمدتاً از چوب ساخته شده بودند.

genus of chiefly North American perennial herbs: silkweed;

سرده گیاهان چند ساله عمدتاً آمریکای شمالی: ابریشم‌گیاه;

Martin Tutin claimed that she [the Prime Minister] was chiefly responsible for the crisis.

مارتین توتین ادعا کرد که او عمدتاً مسئول بحران بود.

chiefly maritimes Eurasian herbs: sand spurry; sea spurry.

عمدتاً گیاهان اوراسیایی دریایی: پیچک شنی؛ پیچک دریایی.

نمونه‌های واقعی

He valued his royal crown chiefly because it was made of that precious metal.

او بیشتر از همه از تاج سلطنتی خود به این دلیل ارزش داشت که از آن فلز گرانبها ساخته شده بود.

منبع: American Elementary School English 5

Soldiers are chiefly defenders of the nest.

سربازان عمدتاً مدافعان لانه هستند.

منبع: Intermediate English short passage

It is there chiefly that the tiger has his haunts.

در آنجا عمدتاً است که ببر لانه خود را دارد.

منبع: UK original primary school Chinese language class

Bread is chiefly made of flour.

نان عمدتاً از آرد تهیه می‌شود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

But he taught chiefly by example.

اما او عمدتاً با عمل آموزش می‌داد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Our environment is chiefly conditioned by the things we believe.

محیط ما عمدتاً تحت تأثیر چیزهایی است که ما باور داریم.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

They're actually sharpest right at birth, and they're so innate that newborns orient themselves chiefly by scent.

آنها در واقع در بدو تولد تیزترین هستند و اینقدر ذاتی است که نوزادان عمدتاً با بو خود را جهت‌دهی می‌کنند.

منبع: Crash Course Anatomy and Physiology

Our environment is chiefly conditoned by the things we believe.

محیط ما عمدتاً تحت تأثیر چیزهایی است که ما باور داریم.

منبع: New Concept English (4)

That was what the others chiefly noticed, but Edmund noticed something else.

این چیزی بود که دیگران عمدتاً متوجه شدند، اما ادمند متوجه چیز دیگری شد.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

But chiefly they can't publish because most leaks come from No. 10.

اما عمدتاً نمی‌توانند منتشر کنند زیرا بیشتر نشتی‌ها از شماره 10 می‌آیند.

منبع: Yes, Minister Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید