mostly

[ایالات متحده]/ˈməʊstli/
[بریتانیا]/ˈmoʊstli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور کلی؛ معمولاً؛ عموماً.

جملات نمونه

The earth here is mostly clay.

خاک اینجا بیشتر از نوع رس است.

The audience were mostly adolescents.

بیشتر تماشاگران نوجوان بودند.

this is mostly a grim and honest budget.

این بیشتر یک بودجه دلگیر و صادقانه است.

a slow and mostly aimless narrative.

یک روایت کند و عمدتاً بی‌هدف

The exercises are mostly translation exercises.

تمرین‌ها بیشتر شامل تمرین‌های ترجمه هستند.

Salt exists mostly in sea water.

نمک بیشتر در آب دریا وجود دارد.

The glass of beer was mostly foam.

لیوان آبجو بیشتر کف بود.

Jewelry and lace are mostly feminine belongings.

جواهرات و بند توری بیشتر متعلق به زنان هستند.

The burglars in the city are mostly jobless people.

سارقان در شهر بیشتر افراد بیکار هستند.

The report was mostly fluff, with little new information.

گزارش بیشتر پف بود، با اطلاعات جدید کم.

The students of Umtata High School were mostly Protestant.

دانشجویان دبیرستان امتاتا بیشتر پروتستانت بودند.

she mostly calls me by my last name.

او بیشتر اوقات با نام خانوادگی من تماس می گیرد.

The horses ran mostly head-to-head.

اسب‌ها بیشتر با هم مسابقه دادند.

the farms were mostly given over to grass.

زمین‌های کشاورزی بیشتر به چمن اختصاص داده شده بودند.

innovatory art had a small, mostly highbrow following.

هنر نوآورانه طرفداران کمی داشت، عمدتاً فرهیخته.

I practised mostly all day.

من بیشتر طول روز تمرین کردم.

the painting was mostly in shades of blue and purple.

نقاشی بیشتر در سایه‌های آبی و بنفش بود.

Our weather has been mostly warm.

آب و هوای ما بیشتر گرم بوده است.

نمونه‌های واقعی

The colonies are mostly young tree hoppers.

مستوطنات بیشتر اوقات درخت‌نشین‌های جوان هستند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

We use it mostly to talk about dating.

ما بیشتر از آن برای صحبت کردن در مورد قرار ملاقات استفاده می‌کنیم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

And that interaction is actually mostly ship strikes.

و آن تعامل در واقع بیشتر به برخورد کشتی مربوط می‌شود.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 Collection

Those stories are mostly made-up and all deliberately boring.

آن داستان‌ها بیشتر ساختگی هستند و عمداً خسته‌کننده.

منبع: The Economist (Summary)

[Guest Presenter] No, they mostly eat algae and kelp.

[ارائه دهنده مهمان] نه، آن‌ها بیشتر جلبک و کلپ را می‌خورند.

منبع: Brave Wilderness Adventure

Lung cancer is mostly associated with smoking.

سرطان ریه بیشتر با استعمال دخانیات مرتبط است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

The cause of this crisis? Herbivores, mostly deer.

علت این بحران چیست؟ گیاهخواران، بیشتر گوزن‌ها.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American July 2019 Collection

Symptoms of a pleural effusions mostly depend on it's size.

علائم پلورال افیوژن بیشتر به اندازه آن بستگی دارد.

منبع: Osmosis - Respiration

And this mostly happens in the neck or cervical region.

و این بیشتر اوقات در گردن یا ناحیه گردنی اتفاق می‌افتد.

منبع: Osmosis - Nerve

It was crowded with waterfowl of all kinds --ducks and geese mostly.

جا برای آب‌مرغ‌ها از هر نوع شلوغ بود - بیشتر اردک‌ها و غازها.

منبع: The Trumpet Swan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید