childbearings

[ایالات متحده]/ˈtʃaɪldˌbɛərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtʃaɪldˌbɛrɪŋz/

ترجمه

n. عمل زایمان به کودکان

عبارات و ترکیب‌ها

childbearings health

بهداشت بارداری

childbearings age

سن بارداری

childbearings choices

انتخاب‌های بارداری

childbearings impact

تاثیر بارداری

childbearings risks

خطرات بارداری

childbearings trends

روندهای بارداری

childbearings support

حمایت از بارداری

childbearings policies

سیاست‌های بارداری

childbearings factors

عوامل بارداری

childbearings statistics

آمار بارداری

جملات نمونه

childbearings can greatly impact a woman's life choices.

زایمان می‌تواند تأثیر زیادی بر انتخاب‌های زندگی یک زن داشته باشد.

many cultures celebrate childbearings with special rituals.

فرهنگ‌های بسیاری زایمان را با آیین‌های خاص جشن می‌گیرند.

childbearings often influence family dynamics.

زایمان اغلب بر پویایی خانواده تأثیر می‌گذارد.

education plays a crucial role in childbearings.

آموزش نقش مهمی در زایمان ایفا می‌کند.

childbearings can be a source of joy and challenge.

زایمان می‌تواند منبع شادی و چالش باشد.

health care access is vital for safe childbearings.

دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی برای زایمان ایمن ضروری است.

childbearings are often discussed in family planning sessions.

زایمان اغلب در جلسات برنامه‌ریزی خانواده مورد بحث قرار می‌گیرد.

many women consider their career before childbearings.

بسیاری از زنان قبل از زایمان شغل خود را در نظر می‌گیرند.

childbearings can strengthen the bond between partners.

زایمان می‌تواند پیوند بین شرکا را تقویت کند.

societal norms can affect attitudes towards childbearings.

هنجارهای اجتماعی می‌توانند بر نگرش‌ها نسبت به زایمان تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید