childishnesses

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم بلوغ، رفتار خاص یک کودک

جملات نمونه

GN20-1A blanketry wewing closer(single line )adopts single line architrave sewing, suitable for blanketry, quilted stockings, childishness sewing use.

GN20-1A بسته‌بندی و برش پارچه (تک خط) شامل دوخت تک خط طاقچه، مناسب برای بسته‌بندی، جوراب‌های وصله‌دوخته، کاربردهای دوخت لباس کودک.

Her childishness often gets on my nerves.

کودک‌منشی او اغلب اوقات اعصاب من را به هم می‌ریزد.

Don't indulge in childishness at work, be professional.

در محل کار درگیر کودک‌منشی نشوید، حرفه‌ای باشید.

His childishness is endearing to many people.

کودک‌منشی او برای بسیاری از مردم جذاب است.

Childishness is a common trait in young children.

کودک‌منشی یک ویژگی رایج در کودکان خردسال است.

She couldn't stand his childishness anymore.

او دیگر نمی‌توانست کودک‌منشی او را تحمل کند.

Childishness can hinder personal growth and development.

کودک‌منشی می‌تواند رشد و توسعه شخصی را مختل کند.

He needs to grow out of his childishness and take responsibility.

او باید از کودک‌منشی خود عبور کند و مسئولیت را بر عهده بگیرد.

The movie portrays the childishness of the main character in a humorous way.

فیلم کودک‌منشی شخصیت اصلی را به روشی خنده‌دار به تصویر می‌کشد.

Childishness in adults can be seen as immaturity.

کودک‌منشی در بزرگسالان می‌تواند به عنوان عدم بلوغ تلقی شود.

She regrets her childishness in handling the situation.

او برخورد خود با این وضعیت را به دلیل کودک‌منشی‌اش پشیمان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید