childlessnesses

[ایالات متحده]/ˈtʃaɪldləsnəs/
[بریتانیا]/ˈtʃaɪldləsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بدون فرزند بودن

عبارات و ترکیب‌ها

childlessness rates

نرخ طلاق

childlessness stigma

تبعیض علیه افراد بدون فرزند

childlessness impact

اثرات عدم فرزندآوری

childlessness issues

مشکلات عدم فرزندآوری

childlessness choices

انتخاب های عدم فرزندآوری

childlessness causes

علت های عدم فرزندآوری

childlessness trends

روند عدم فرزندآوری

childlessness solutions

راه حل های عدم فرزندآوری

childlessness concerns

نگرانی های مربوط به عدم فرزندآوری

childlessness factors

عوامل عدم فرزندآوری

جملات نمونه

childlessness can lead to feelings of loneliness.

بی‌فرزندی می‌تواند منجر به احساس تنهایی شود.

many couples struggle with the emotional impact of childlessness.

زوج‌های فراوانی با تأثیرات عاطفی ناتوانی در بچه‌دار شدن دست و پنجه نرم می‌کنند.

childlessness is often a personal choice for some individuals.

بی‌فرزندی اغلب برای برخی از افراد یک انتخاب شخصی است.

society sometimes stigmatizes childlessness.

جامعه گاهی اوقات بی‌فرزندی را مورد انگشت‌نمایی قرار می‌دهد.

childlessness can affect a person's mental health.

بی‌فرزندی می‌تواند بر سلامت روان یک فرد تأثیر بگذارد.

some people find fulfillment despite childlessness.

برخی از افراد علیرغم بی‌فرزندی، احساس رضایت می‌کنند.

childlessness may lead to a stronger bond between partners.

بی‌فرزندی ممکن است منجر به پیوند قوی‌تر بین شرکا شود.

there are support groups for those dealing with childlessness.

گروه‌های حمایتی برای کسانی که با بی‌فرزندی دست و پنجه نرم می‌کنند وجود دارد.

childlessness can be a source of regret for some.

بی‌فرزندی می‌تواند منبع پشیمانی برای برخی باشد.

people often have different views on childlessness.

افراد اغلب دیدگاه‌های متفاوتی در مورد بی‌فرزندی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید