chillingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که ترسناک یا نگران‌کننده است

جملات نمونه

The movie was chillingly realistic.

فیلم به طرز وهم‌آوری واقع‌گرایانه بود.

Her chillingly accurate prediction came true.

پیش‌بینی دقیق و تکان‌دهنده او به حقیقت پیوست.

The chillingly cold wind cut through my jacket.

باد سرد و گزنده از داخل ژاکتم عبور کرد.

His chillingly calm demeanor unsettled me.

رفتار آرام و خونسرد او مرا آشفته کرد.

The chillingly quiet room made me uneasy.

فضای ساکت و وهم‌آور اتاق مرا مضطرب کرد.

She delivered the news in a chillingly matter-of-fact tone.

او این خبر را با لحنی واقع‌گرایانه و تکان‌دهنده اعلام کرد.

The chillingly dark alley gave me chills.

پس‌کوچه‌ی تاریک و ترسناک به من لرزه انداخت.

His chillingly accurate recount of the crime sent shivers down my spine.

گزارش دقیق و تکان‌دهنده او از جرم باعث شد موهای تنم سیخ شود.

The chillingly eerie music added to the suspense of the scene.

موسیقی وهم‌آور و ترسناک به تعلیق صحنه افزود.

The chillingly empty house seemed to echo with ghostly whispers.

خانه‌ی خالی و وهم‌آور به نظر می‌رسید که با نجواهای ارواح طنین‌انداز است.

نمونه‌های واقعی

The author is admirably and chillingly honest in the details she shares about the aftermath of Goldberg's death.

نویسنده به شایستگی و به طرز سرد کننده‌ای در جزئیاتی که در مورد عواقب مرگ گلدبرگ به اشتراک می‌گذارد، صادقانه است.

منبع: Dominance Episode 1

But this fell rather chillingly upon Alice.

اما این به طرز سرد کننده‌ای بر سر آلیس آمد.

منبع: Lonely Heart (Part 1)

But chillingly, the video was also posted on the anniversary of Maura's disappearance.

اما به طرز سرد کننده‌ای، این ویدیو نیز در سالگرد ناپدید شدن مورایا منتشر شد.

منبع: Learn English with Matthew.

Of this scene, so chillingly in accordance with the past, Duncan stood for many minutes a rapt observer.

در مورد این صحنه، که به طرز سرد کننده‌ای مطابق با گذشته بود، دانکن برای چند دقیقه یک ناظر مجذوب ایستاد.

منبع: The Last of the Mohicans (Chinese)

Six million Jews were killed by the Nazis, many by starvation, but many through a chillingly planned effort of extermination in death camps.

شش میلیون یهودی توسط نازی‌ها کشته شدند، بسیاری از گرسنگی، اما بسیاری از طریق یک تلاش سرد و از پیش برنامه‌ریزی شده برای نابودی در اردوگاه‌های مرگ.

منبع: World History Crash Course

Simon Russell Beale (pictured above) is a chillingly hilarious Stalin; substituting a West Country burr for the original Georgian accent, he is cunning and charming, manipulative, menacing and intellectually insecure.

سیمون راسل بِل (تصویر شده در بالا) یک استالین به طرز سرد و خنده‌دار است؛ با جایگزین کردن لهجه غربی با لهجه اصلی گرجی، او حیله‌گر و جذاب، دستکاری‌کننده، تهدیدآمیز و از نظر ذهنی ناامن است.

منبع: The Economist - Arts

More chillingly, the bullet-riddled bodies of four government opponents turned up in Santiago, all shortly after they were abducted from their homes, a brutal reminder of terror past.

به طرز سرد کننده‌تر، اجساد گلوله‌خورد چهار مخالف دولت در سانتیاگو پیدا شدند، همه بلافاصله پس از اینکه از خانه‌هایشان ربوده شدند، یادآور وحشتناک گذشته.

منبع: Listen to this 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید