disturbingly

[ایالات متحده]/dis'tə:biŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که اختلال یا نگرانی ایجاد کند

جملات نمونه

the details of the kidnaper's letter had sounded disturbingly convincing.

جزئیات نامه آدم‌ربای به طرز نگران‌کننده‌ای قانع‌کننده به نظر می‌رسید.

If his plastic surgery made him disturbingly unwatchable, soon, allegations of child abuse would make him reviled among many.

اگر جراحی پلاستیک او باعث می‌شد به طرز نگران‌کننده‌ای غیرقابل تماشا باشد، به زودی، اتهامات سوء استفاده از کودکان باعث می‌شد که بسیاری او را تکریه کنند.

disturbingly realistic horror movie

فیلم ترسناک به طرز نگران‌کننده‌ای واقعی

disturbingly violent video game

بازی ویدیویی به طرز نگران‌کننده‌ای خشن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید