chimerical

[ایالات متحده]/kaɪˈmɛrɪkəl/
[بریتانیا]/kaɪˈmɛrɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شگفت‌انگیز; خیالی; عجیب; غریب

عبارات و ترکیب‌ها

chimerical dreams

رویاهای وهمی

chimerical visions

تصورات وهمی

chimerical ideas

ایده‌های وهمی

chimerical hopes

امیدهای وهمی

chimerical schemes

طرح‌های وهمی

chimerical fantasies

فانتزی‌های وهمی

chimerical pursuits

تلاش‌های وهمی

chimerical notions

ذهنیت‌های وهمی

chimerical tales

قصه‌های وهمی

chimerical worlds

جهان‌های وهمی

جملات نمونه

his plans for a utopian society were deemed chimerical by many.

برنامه‌های او برای یک جامعه‌ی رویایی توسط بسیاری غیرواقعی تلقی می‌شد.

she had a chimerical vision of success that was hard to achieve.

او دیدگاهی غیرواقعی از موفقیت داشت که دستیابی به آن دشوار بود.

the chimerical nature of his dreams often led to disappointment.

طبیعت غیرواقعی رویاهای او اغلب منجر به ناامیدی می‌شد.

they pursued a chimerical quest for immortality.

آنها به دنبال یک جستجوی غیرواقعی برای جاودانگی بودند.

her chimerical ideas about travel inspired her friends.

ایده‌های غیرواقعی او در مورد سفر دوستانش را الهام بخشید.

the artist's chimerical creations captivated the audience.

خلقات غیرواقعی هنرمند مخاطبان را مجذوب خود کرد.

his chimerical theories often sparked heated debates.

نظریه‌های غیرواقعی او اغلب بحث‌های داغی را برانگیخت.

chimerical hopes can lead to unrealistic expectations.

امیدات غیرواقعی می‌تواند منجر به انتظارات غیرواقعی شود.

she often found herself lost in chimerical thoughts.

او اغلب خود را در افکار غیرواقعی گم می‌دید.

his chimerical plans for the future were met with skepticism.

برنامه‌های غیرواقعی او برای آینده با شک و تردید روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید