chinaman

[ایالات متحده]/'tʃainəmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاحی تحقیرآمیز که برای اشاره به یک فرد چینی یا فردی از نسل چینی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعchinamen

عبارات و ترکیب‌ها

chinaman's hat

کلاه چینی

chinaman's luck

شانس چینی

chinaman's chance

فرصت چینی

chinaman's pride

افتخار چینی

chinaman's trade

معامله چینی

chinaman's way

راه چینی

chinaman's song

آهنگ چینی

chinaman's spirit

روح چینی

chinaman's tale

داستان چینی

chinaman's dream

رویای چینی

جملات نمونه

The term 'chinaman' is considered offensive and outdated.

این اصطلاح 'چینمن' به عنوان توهین آمیز و قدیمی در نظر گرفته می شود.

He referred to the man as a 'chinaman' without realizing it was inappropriate.

او بدون اینکه متوجه شود نامناسب است، به مرد 'چینمن' گفت.

The shop owner hired a chinaman to help with the deliveries.

صاحب مغازه یک 'چینمن' را برای کمک در تحویل کالاها استخدام کرد.

She mistakenly assumed the man was a chinaman because of his appearance.

او به اشتباه تصور کرد که مرد به دلیل ظاهرش یک 'چینمن' است.

The use of the term 'chinaman' in official documents has been replaced with 'Chinese person'.

استفاده از اصطلاح 'چینمن' در اسناد رسمی با 'فرد چینی' جایگزین شده است.

The character in the novel was described as a mysterious chinaman with a dark past.

شخصیت در رمان به عنوان یک 'چینمن' مرموز با گذشته ای تاریک توصیف شد.

The restaurant specializes in authentic chinaman cuisine.

رستوران در تهیه غذاهای اصیل 'چینمن' تخصص دارد.

The historical novel featured a prominent chinaman character who played a key role in the story.

رمان تاریخی دارای شخصیتی برجسته 'چینمن' بود که نقش کلیدی در داستان ایفا کرد.

He was surprised to learn that the new employee was actually a chinaman from Malaysia.

او از این که متوجه شد کارمند جدید در واقع یک 'چینمن' از مالزی است، متعجب شد.

The use of the term 'chinaman' is considered derogatory and should be avoided.

استفاده از اصطلاح 'چینمن' به عنوان تحقیرآمیز در نظر گرفته می شود و باید از آن اجتناب کرد.

the chinaman sold beautiful silk at the market.

چینمن ابریشم زیبا در بازار می‌فروخت.

many people admire the art of the chinaman.

بسیاری از مردم هنر چینمن را تحسین می‌کنند.

the chinaman shared his traditional recipes with us.

چینمن دستور العمل‌های سنتی خود را با ما به اشتراک گذاشت.

in the story, the chinaman was a wise character.

در داستان، چینمن شخصیتی خردمند بود.

the chinaman's tea shop became very popular.

چایخانه چینمن بسیار محبوب شد.

we learned a lot about culture from the chinaman.

ما در مورد فرهنگ از چینمن چیزهای زیادی یاد گرفتیم.

the chinaman's craftsmanship was impressive.

مهارت چینمن بسیار چشمگیر بود.

i met a chinaman who could speak five languages.

من با یک چینمن آشنا شدم که می‌توانست پنج زبان صحبت کند.

the chinaman told fascinating stories about his homeland.

چینمن داستان‌های جالب در مورد سرزمین مادری خود تعریف کرد.

people visited the chinaman's stall for authentic cuisine.

افراد برای خوردن غذاهای اصیل از غرفه چینمن بازدید کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید