chiralgias

[ایالات متحده]//kɪˈrældʒɪəz//
[بریتانیا]//kɪˈrældʒɪəz//

ترجمه

n. جمع chiralgia؛ درد در دست.

عبارات و ترکیب‌ها

treat chiralgia

درمان کیروالژیا

diagnose chiralgia

تشخیص کیروالژیا

chronic chiralgia

کیروالژیا مزمن

severe chiralgia

کیروالژیا شدید

recurrent chiralgias

کیروالژیا‌های بازگشتی

multiple chiralgias

چند کیروالژیا

bilateral chiralgia

کیروالژیا دوطرفه

acute chiralgia

کیروالژیا حاد

relieve chiralgia

کاهش کیروالژیا

primary chiralgia

کیروالژیا اولیه

جملات نمونه

the aging typist suffered from severe chiralgias.

تایپیست پیر از سردرد شدید چیرالژیا رنج می‌برد.

repetitive strain often causes occupational chiralgias.

تنش تکراری معمولاً باعث ایجاد چیرالژیا‌های شغلی می‌شود.

doctors diagnosed bilateral chiralgias in the mechanic.

پزشکان چیرالژیا دوطرفه در مکانیک تشخیص دادند.

chronic chiralgias affected his ability to grip.

چیرالژیا‌های مزمن توانایی گرفتن وسیله را او را تحت تأثیر قرار داد.

treatment for chiralgias includes rest and splinting.

درمان چیرالژیا شامل استراحت و استفاده از گچ است.

researchers studied the prevalence of chiralgias globally.

پژوهشگران شیوع چیرالژیا در سراسر جهان را مورد مطالعه قرار دادند.

intense gaming sessions triggered acute chiralgias.

جلسات بازی‌های شدید باعث ایجاد چیرالژیا‌های حاد شد.

patients with chiralgias report stiffness and numbness.

بیماران مبتلا به چیرالژیا سختی و احساس خاصی در دست را گزارش می‌دهند.

ergonomic keyboards reduce the risk of chiralgias.

کیبوردهای ارگونومیک خطر ابتلا به چیرالژیا را کاهش می‌دهند.

the survey focused on work-related chiralgias.

این مطالعه روی چیرالژیا‌های مرتبط با کار متمرکز بود.

chiralgias are common among professional musicians.

چیرالژیا در میان موسیقی‌دانان حرفه‌ای پریشانی ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید