treat chiralgia
درمان کیروالژیا
diagnose chiralgia
تشخیص کیروالژیا
chronic chiralgia
کیروالژیا مزمن
severe chiralgia
کیروالژیا شدید
recurrent chiralgias
کیروالژیاهای بازگشتی
multiple chiralgias
چند کیروالژیا
bilateral chiralgia
کیروالژیا دوطرفه
acute chiralgia
کیروالژیا حاد
relieve chiralgia
کاهش کیروالژیا
primary chiralgia
کیروالژیا اولیه
the aging typist suffered from severe chiralgias.
تایپیست پیر از سردرد شدید چیرالژیا رنج میبرد.
repetitive strain often causes occupational chiralgias.
تنش تکراری معمولاً باعث ایجاد چیرالژیاهای شغلی میشود.
doctors diagnosed bilateral chiralgias in the mechanic.
پزشکان چیرالژیا دوطرفه در مکانیک تشخیص دادند.
chronic chiralgias affected his ability to grip.
چیرالژیاهای مزمن توانایی گرفتن وسیله را او را تحت تأثیر قرار داد.
treatment for chiralgias includes rest and splinting.
درمان چیرالژیا شامل استراحت و استفاده از گچ است.
researchers studied the prevalence of chiralgias globally.
پژوهشگران شیوع چیرالژیا در سراسر جهان را مورد مطالعه قرار دادند.
intense gaming sessions triggered acute chiralgias.
جلسات بازیهای شدید باعث ایجاد چیرالژیاهای حاد شد.
patients with chiralgias report stiffness and numbness.
بیماران مبتلا به چیرالژیا سختی و احساس خاصی در دست را گزارش میدهند.
ergonomic keyboards reduce the risk of chiralgias.
کیبوردهای ارگونومیک خطر ابتلا به چیرالژیا را کاهش میدهند.
the survey focused on work-related chiralgias.
این مطالعه روی چیرالژیاهای مرتبط با کار متمرکز بود.
chiralgias are common among professional musicians.
چیرالژیا در میان موسیقیدانان حرفهای پریشانی ایجاد میکند.
treat chiralgia
درمان کیروالژیا
diagnose chiralgia
تشخیص کیروالژیا
chronic chiralgia
کیروالژیا مزمن
severe chiralgia
کیروالژیا شدید
recurrent chiralgias
کیروالژیاهای بازگشتی
multiple chiralgias
چند کیروالژیا
bilateral chiralgia
کیروالژیا دوطرفه
acute chiralgia
کیروالژیا حاد
relieve chiralgia
کاهش کیروالژیا
primary chiralgia
کیروالژیا اولیه
the aging typist suffered from severe chiralgias.
تایپیست پیر از سردرد شدید چیرالژیا رنج میبرد.
repetitive strain often causes occupational chiralgias.
تنش تکراری معمولاً باعث ایجاد چیرالژیاهای شغلی میشود.
doctors diagnosed bilateral chiralgias in the mechanic.
پزشکان چیرالژیا دوطرفه در مکانیک تشخیص دادند.
chronic chiralgias affected his ability to grip.
چیرالژیاهای مزمن توانایی گرفتن وسیله را او را تحت تأثیر قرار داد.
treatment for chiralgias includes rest and splinting.
درمان چیرالژیا شامل استراحت و استفاده از گچ است.
researchers studied the prevalence of chiralgias globally.
پژوهشگران شیوع چیرالژیا در سراسر جهان را مورد مطالعه قرار دادند.
intense gaming sessions triggered acute chiralgias.
جلسات بازیهای شدید باعث ایجاد چیرالژیاهای حاد شد.
patients with chiralgias report stiffness and numbness.
بیماران مبتلا به چیرالژیا سختی و احساس خاصی در دست را گزارش میدهند.
ergonomic keyboards reduce the risk of chiralgias.
کیبوردهای ارگونومیک خطر ابتلا به چیرالژیا را کاهش میدهند.
the survey focused on work-related chiralgias.
این مطالعه روی چیرالژیاهای مرتبط با کار متمرکز بود.
chiralgias are common among professional musicians.
چیرالژیا در میان موسیقیدانان حرفهای پریشانی ایجاد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید