chiro

[ایالات متحده]/ˈkaɪrəʊ/
[بریتانیا]/ˈkaɪroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر نوشتن با دست؛ یک سیستم درمانی که شامل تشخیص و دستکاری سیستم عضلانی-اسکلتی است؛ یک کارشناس کایروپراکتیک

عبارات و ترکیب‌ها

chiro practice

تمرین کیرو

chiro therapy

درمان کیرو

chiro adjustment

تنظیمات کیرو

chiro specialist

متخصص کیرو

chiro clinic

کلینیک کیرو

chiro session

جلسه کیرو

chiro care

مراقبت‌های کیرو

chiro treatment

درمان کیرو

chiro health

سلامتی کیرو

chiro exam

معاینه کیرو

جملات نمونه

she decided to see a chiro for her back pain.

او تصمیم گرفت برای درد کمرش به یک متخصص طب سوزنی مراجعه کند.

chiro treatments can help improve your posture.

درمان‌های طب سوزنی می‌توانند به بهبود وضعیت بدنی شما کمک کنند.

many athletes visit a chiro for injury prevention.

بسیاری از ورزشکاران برای پیشگیری از آسیب‌دیدگی از یک متخصص طب سوزنی دیدار می‌کنند.

he felt relief after his first chiro session.

او بعد از اولین جلسه طب سوزنی احساس تسکین کرد.

chiro adjustments can enhance overall wellness.

تنظیمات طب سوزنی می‌توانند سلامت کلی را افزایش دهند.

she recommends a chiro for chronic headaches.

او یک متخصص طب سوزنی را برای سردردهای مزمن توصیه می‌کند.

finding a good chiro can be life-changing.

پیدا کردن یک متخصص طب سوزنی خوب می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد.

he prefers holistic approaches, including chiro care.

او رویکردهای جامع، از جمله مراقبت‌های طب سوزنی را ترجیح می‌دهد.

chiro therapy is popular among office workers.

طب سوزنی در بین کارمندان اداری محبوب است.

she learned about the benefits of chiro from a friend.

او از طریق یک دوست در مورد فواید طب سوزنی مطلع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید