cheap chiseler
چیز ارزان
shady chiseler
چیز مشکوک
common chiseler
چیز رایج
clever chiseler
چیز باهوش
local chiseler
چیز محلی
professional chiseler
چیز حرفهای
old chiseler
چیز قدیمی
notorious chiseler
چیز بدنام
petty chiseler
چیز جزئی
slick chiseler
چیز براق
the chiseler was caught trying to deceive the customers.
تکنسین متقلب در حال تلاش برای فریب دادن مشتریان دستگیر شد.
she realized he was just a chiseler after their first date.
او متوجه شد که او فقط یک تکنسین متقلب است بعد از قرار اولشان.
don't trust a chiseler; they will take advantage of you.
به یک تکنسین متقلب اعتماد نکنید؛ آنها از شما سوء استفاده خواهند کرد.
the chiseler's tricks were finally exposed by the media.
ترفندهای تکنسین متقلب سرانجام توسط رسانه ها افشا شد.
he thought he could outsmart the chiseler, but he was wrong.
او فکر کرد که می تواند از تکنسین متقلب پیشی بگیرد، اما اشتباه کرد.
many people fell for the chiseler's smooth talk.
بسیاری از مردم فریب حرف های شیرین تکنسین متقلب را خوردند.
the chiseler was banned from all local businesses.
تکنسین متقلب از حضور در تمام مشاغل محلی منع شد.
it's hard to identify a chiseler until it's too late.
تشخیص یک تکنسین متقلب تا زمانی که خیلی دیر شده سخت است.
she reported the chiseler to the authorities.
او تکنسین متقلب را به مقامات گزارش کرد.
he was known as a chiseler in the community.
او به عنوان یک تکنسین متقلب در جامعه شناخته می شد.
cheap chiseler
چیز ارزان
shady chiseler
چیز مشکوک
common chiseler
چیز رایج
clever chiseler
چیز باهوش
local chiseler
چیز محلی
professional chiseler
چیز حرفهای
old chiseler
چیز قدیمی
notorious chiseler
چیز بدنام
petty chiseler
چیز جزئی
slick chiseler
چیز براق
the chiseler was caught trying to deceive the customers.
تکنسین متقلب در حال تلاش برای فریب دادن مشتریان دستگیر شد.
she realized he was just a chiseler after their first date.
او متوجه شد که او فقط یک تکنسین متقلب است بعد از قرار اولشان.
don't trust a chiseler; they will take advantage of you.
به یک تکنسین متقلب اعتماد نکنید؛ آنها از شما سوء استفاده خواهند کرد.
the chiseler's tricks were finally exposed by the media.
ترفندهای تکنسین متقلب سرانجام توسط رسانه ها افشا شد.
he thought he could outsmart the chiseler, but he was wrong.
او فکر کرد که می تواند از تکنسین متقلب پیشی بگیرد، اما اشتباه کرد.
many people fell for the chiseler's smooth talk.
بسیاری از مردم فریب حرف های شیرین تکنسین متقلب را خوردند.
the chiseler was banned from all local businesses.
تکنسین متقلب از حضور در تمام مشاغل محلی منع شد.
it's hard to identify a chiseler until it's too late.
تشخیص یک تکنسین متقلب تا زمانی که خیلی دیر شده سخت است.
she reported the chiseler to the authorities.
او تکنسین متقلب را به مقامات گزارش کرد.
he was known as a chiseler in the community.
او به عنوان یک تکنسین متقلب در جامعه شناخته می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید